روابط عمومی درقرن21
روابط عمومی قرن21-نگاهی به تحولات روابط عمومی وارتباطات- قرن21 
لینک دوستان

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

[ پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 ] [ 23:51 ] [ علی غلامیان ]

۵حدیث از حضرت امام حسین (ع)درمورد ارتباطات انسانی :

Click the image to open in full size.

 

مَنْ عَبَدَاللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللهُ فَوْقَ أمانیهِ وَ كِفایَتِهِ.
هركس خداوند متعال را با صداقت و خلوص، عبادت و پرستش نماید; خداى متعال او را به بهترین آرزوهایش مى رساند و امور زندگیش را تأمین مى نماید.

                                  «تنبیه الخواطر: ص 427، س 14، بحارالأنوار: ج 68، ص 183، ح 44»

 

لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم
چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد.

                                                                                        «جلاءالعیون،ج۲ص۲۰۵»

 

لا تَقُولَنَّ فى أخیكَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْكَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ أنْ یَقُولَ فیكَ إذا تَوارَیْتَ عَنْهُ.
سخنى ـ كه ناراحت كننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.

                                                                                   «نهج الشّهادة: ص 47»

 

 إعْمَلْ عَمَلَ رَجُل یَعْلَمُ أنّه مأخُوذٌ بِالاْجْرامِ، مُجْزى بِالاْحْسانِ.
كارها و أمور خود را همانند كسى تنظیم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقیب قرار مى گیرد و مجازات خواهد شد. و در صورتى كه كارهایش صحیح باشد پاداش خواهد گرفت.

                                                                                                                                           «بحارالأنوار: ج 2، ص 130، ح 15 و ج 75، ص 127، ح 10»

أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.
کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.

                                                                              «مقتل خوارزمی،ج 1،ص239» 

[ شنبه یازدهم آذر 1391 ] [ 13:1 ] [ علی غلامیان ]
 
مطالب خواندنی درمورد واقعه ی  عاشورا
 
ماجرای عطر سیب حرم امام حسین (ع)
همه نوحه «بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرب و بلا» را شنیده ایم. لابد با خود اندیشیده اید که بوی سیب چه ارتباطی با حرم امام حسین(ع) دارد؟ آیا درست است که می گویند از قتلگاه و ضریح مطهر امام حسین(ع) می شود عطر سیب استشمام کرد؟ نگاهی به منابع روایی و کتابهای معتبر شیعی، راز بوی سیب را این طور می گشاید: در کتاب شریف «بحارالانوار» جلد 43 ، صفحه 289 ماجرای عطر سیب به نقل از «حسن بصری» و «ام سلمه» این طور آمده است :«حسنین(ع) وارد شدند بر رسول خدا(ص)، و جبرئیل در نزد آن حضرت بود. پس ایشان در اطراف او گردیدند، به گمان این که دحیه‏ی کلبی است. جبرئیل، دست خود را حرکت داد، مانند کسی که از کسی چیزی بگیرد. پس سیبی و بهی و اناری آورد و به ایشان داد. روی ایشان از خوشحالی برافروخت و دویدند به نزد جد خود. حضرت از ایشان گرفت و بویید و فرمود: بروید نزد پدر و مادر خود. پس رفتند و هیچ یک از آن نخوردند تا این که پیغمبر به نزد ایشان رفت و همه با هم خوردند، و هر چند از آن می‏خوردند، به حال خود عود می‏نمود (بازمی‏گشت) و به همین حالت بود، تا زمانی که حضرت فاطمه (س) وفات نمود. حسین (ع) فرمود: که انار، مفقود شد، و چون امیرالمؤمنین (ع) شهید گشت، به، مفقود شد، و سیب به حال خود بود، تا وقتی که آب را به روی ما بستند. پس چون تشنگی بر ما غالب می‏شد، آن را بو می‏کردم، اندکی تشنگی من ساکن می‏شد. عاقبت، چون تشنگی من به نهایت رسید، دندان بر آن فشردم و یقین به هلاک نمودم. حضرت سجاد (ع) می‏فرماید که این سخن را از پدر بزرگوارم شنیدم یک ساعت قبل از شهادتش، و چون شهید گردید، بوی سیب از محل شهادتش استشمام می‏شد، ولی خودش را نیافتند، و این رایحه، در آن محل باقی است، و هر کس از زواربخواهد استشمام رایحه‏ی آن را نماید، در وقت سحر، به زیارت رود که اگر از مخلصین باشد، آن را استشمام خواهد نمود.»مشابه این داستان را هم «ابن شهر آشوب» در کتاب «مناقب» جلد 3 ، صفحه 391 .بیان کرده است. ماجرای عطر سیب در کتاب منتهی الآمال نیز آمده است

 


بیان جایگاه حضرت رقیه (س)
در سپاه امام حسین(ع) مرد و زن، پیر تا خردسال، اشراف و غلام همه با هم یافت می‌شوند. یکی از شهیدان قیام حسینی که نقش بسیار تاثیر‌گزاری در تبدیل واقعه عاشورا به یک جریان سیال تاریخی داشت، حضرت رقیه (س)، دختر سه‌ساله امام حسین (ع) است . بارگاه آن حضرت در شهر شام واقع شده است. بعد از شهادت امام حسن (ع) و بنا بر وصیت ایشان مبنی بر اینکه همسرشان «ام اسحاق» تنها و بی‌سرپرست نماند، امام حسین (ع) با ام‌اسحاق ازدواج کرده و از ایشان صاحب فرزند دختری به نام «فاطمه صغیره» شدند؛ پس از یک سال ام‌اسحاق بر اثر بیماری درگذشت و کفالت فرزند او را حضرت زینب (س) به عهده گرفت. فاطمه صغیره که سومین دختر امام حسین (ع) به شمار می‌آید، در دامان پر مهر حضرت زینب (س) پرورش یافت و بنا بر نقل تاریخ، در واقعه عاشورا سه ساله بود؛ وی به نام رقیه شهرت دارد که در خیل کاروان اسرا حضور داشته است. امام سجاد (ع) نقل کردند، کاروان قبل از رسیدن به شام در منطقه‌ای بیابانی توقف کرد تا یزیدیان آذوقه و آب سپاه را از شهر خریداری کرده و به آنها ملحق شوند. در این منطقه از شدت گرما هر کس به زیر سایه‌ای رفت و از آفتاب پناه گرفت، در این هنگام حضرت زینب (س) به علت اشتغال به پرستاری از امام سجاد (ع)، برای لحظاتی از فاطمه صغیره بی‌خبر ماند. به محض اینکه کاروان آماده حرکت شد، حضرت زینب (س) متوجه عدم حضور فاطمه صغیره شد و به جست‌وجوی او پرداخت؛ حضرت همچنان در حال جست‌وجو بود که متوجه شد ملعونی به نام «زجر» فاطمه صغیره را بشدت مورد ضرب و شتم قرار داده و در حالی که موهای رقیه را در چنگ‌ داشت، دختر را به سمت کاروان می‌آورد. ملعون چنان کودک را مورد ضرب و شتم قرار داده بود که امام سجاد (ع) می‌فرمایند: دندان‌های کودک در دهانش خرد شده بود کودک به محض دیدن زینب (س) خود را به آغوش آن حضرت افکند . اسراى خاندان عصمت و طهارت بود، وارد شهر شام، مقر حکومت یزید ملعون شد. به دستور یزید اسرا در خرابه‌ای که در نزدیکی قصر بود سکنی داده شدند. حضرت رقیه (س) شبی بسیار گریست و بى‏تابى کرد و پدر را خواست. خبر به یزید رسید و او در کمال قساوت قلب دستور داد سر مطهر امام حسین (ع) را نزد او بردند و او از این منظره بیشتر رنجور و دلتنگ شد و در همان شب در خرابه شام (که محل موقت اقامت اسرا بود) جان داد و در همان محل به خاک سپرده شد. اینک حرمى بزرگ و با شکوه براى آن مخدره بزرگوار بنا شده که زیارتگاه دوستداران اهل بیت است.


راز شش گوشه بودن ضریح امام حسین(ع)
در این باره روایت های گوناگونی وجود دارد. اما مجموع این روایت ها و آن چه نزدیک تر به منطق به نظر می رسد، آن چیزی است که شیخ مفید(ره) در کتاب «الارشادات» آورده است. او در بخشی از این کتاب نام 17 نفر از شهدای بنی هاشم در روزعاشورا را ذکر کرده و نوشته است:«آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند و هیچ اثری از قبر آنان نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام (ع) آنان را زیارت می‌کنند و علی بن الحسین (ع) (علی اکبر) از جملة آنان است.برخی گفته‌اند: محل دفن علی اکبر(ع) نسبت به قبر امام حسین (ع) ـ نزدیک‌ترین محل است.» در بعضی از روایات دیگر از جمله کتاب «کامل الزیارات» جعفر بن محمد قمی هم آمده است: «امام سجاد (ع) (با قدرت امامت و ولایت) به کربلا آمد و بنی‌اسد را سرگردان یافت، چون که میان سرها و بدن‌ها جدایی افتاده بود و آنها راهی برای شناخت نداشتند، امام زین العابدین (ع) از تصمیم خود برای دفن شهیدان خبر داد، آن گاه به جانب جسم پدر رفت، با وی معانقه کرد و با صدای بلند گریست، سپس به سویی رفت و با کنار زدن مقداری کمی خاک قبری آماده ظاهر شد، به تنهایی پدر را در قبر گذاشت و فرمود: با من کسی هست که مرا کمک کند و بعد از هموار کردن قبر، روی آن نوشت: «هذا قبر الحسین بن علی بن ابی طالب الّذی قتلوه عطشاناً غریباً»؛ این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است، آن حسینی که او را با لب تشنه و غریبانه کشتند. پس از فراغت از دفن پدر به سراغ عمویش عباس (ع) ـ رفت و آن بزرگوار را نیز به تنهایی به خاک سپرد. سپس به بنی‌اسد دستور داد تا دو حفره آماده کنند، در یکی از آنها بنی‌هاشم و در دیگری سایر شهیدان را به خاک سپردند، نزدیک‌ترین شهیدان به امام حسین (ع) فرزندش علی اکبر (ع) است؛ امام صادق (ع) در اینباره به عبدالله بن حمّاد بصری فرموده است: امام حسین (ع) را غریبانه کشتند، بر او می‌گرید کسی که او را زیارت کند غمگین می‌شود و کسی که نمی‌تواند او را زیارت کند دلش می‌سوزد برای کسی که قبر پسرش را در پایین پایش مشاهده کند. بنابراین به نظر می رسد گوشه های اضافی ضریح مطهر امام حسین(ع) محل دفن پسر بزرگ ایشان یعنی حضرت علی اکبر(ع) باشد و محل دفن نوزاد شش ماهه اباعبدالله الحسین(ع) یعنی علی اصغر(ع) نیز روی سینه پیکر مطهر امام حسین(ع) باشد.

 


فضیلت استشفاء به تربت کربلا
امام صادق(ع) فرمود: « خوردن هر خاکی بر فرزندان آدم حرام است، مگر تربت قبر امام حسین(ع) که اگر کسی آن را به جهت استشفا تناول کند خدای عزوجل او را شفا عنایت نماید.» و فرمود: « خاک قبر امام حسین(ع) شفای هر دردی است آن تربت(بهترین و) بالاترین داروهاست.» یکی از اصحاب آن حضرت خدمت ایشان عرض کرد: من ناراحتی و بیماری بسیار دارم. هیچ دارویی نبوده مگر اینکه از آن استفاده کرده ام( ولی نتیجه نگرفته ام). حضرت فرمود: « چرا از تربت استفاده نمی کنی که شفای هر دردی و باعث امان از هر ترسی است.» در یکی از زیارت های حضرت سیدالشهداء(ع) که از ناحیه مقدسه امام زمانعجل الله تعالی فرجه الشریف نقل شده، چنین می گوییم: « السلام علی من جعل الله الشفاء فی تربته؛ سلام بر آن بزرگواری که خدای عزوجل شفا را در خاک قبرش قرار داده است. »در روایتهای بسیاری آمده است: خدای تعالی در مقابل شهادت امام حسین(ع)، عطیه هایی به ایشان عنایت فرموده است:«اجابت دعا تحت قبه آن گرامی.شفا در تربت قبر ایشان.ائمه علیهم السلام از فرزندان اویند.» در پاره ای از روایات به جای اجابت دعا آمده است: « رستگاری با اوست پس از رجعت و بازگشت او به دنیا.» و در بعضی روایات اضافه شده: « زوار حضرتش از هنگامی که به قصد زیارت حرکت کنند، تا زمانی که برگردند، از عمرشان محسوب نمی شود.» امام صادق (ع) فرمود: « نزد سر امام حسین(ع) تربت سرخی است که شفای هر دردی است، مگر مرگ.» در روایت مفصلی آمده است: محمد بن مسلم به مدینه رفت و بیمار شد. خبر آن به امام باقر(ع) رسید. حضرت برای او شربتی فرستاد که به مجرد نوشیدن حال او عوض شد. خدمت حضرت رسید و حضرت به او فرمود: « در این شربت تربت قبر امام حسین(ع) بود که بهترین و برترین چیزی است که به آن استشفا می شود و هیچ چیزی مانند آن نیست. ما به خردسالان و زنهایمان می دهیم( و از آن نتیجه می گیریم) و تمام خیر و برکت در آن است.» در بسیاری از روایت ها و دعاها آمده است: « تربت امام حسین(ع) شفای هر دردی است.» با دقت در شرایط گذشته به خوبی روشن می شود که این امتیاز مخصوص خاک کربلاست، که در حقیقت از خاک بهشت است، و از هیچ خاک دیگری نمی توان به عنوان استشفا استفاده کرد.

 
آرامگاه سرهای یاران اباعبدالله (ع)
باب‌الصغیر به معنای «درب کوچک» ، مقبره‌ای است در دمشق که گویند سر مطهر حضرت «ابا الفضل العباس» و «علی اکبر» علیهما السلام و «حبیب بن مظاهر» از یاران باوفای امام حسین (ع) در آنجا مدفون است.طبق برخی روایات بعضی هم گفته‌اند که مدفن 17 سر از سرهای شهدای کربلاست. ضریحی بر آن ساخته‌اند و نام تعدادی از شهدای کربلا بر آن نقش بسته است. برخی نیز قبر «عبدالله بن جعفر» همسر حضرت زینب کبری(س) را هم آنجا می‌دانند.«سید محسن امین» در صفحه 627 از جلد یک کتاب «اعیان الشیعه»، صفحه دفن سرهای آن سه بزرگوار را در آن محل پذیرفتنی می‌داند و می‌گوید: چون سرها را به شام برده، این طرف و آن طرف گرداندند و هدف یزید که اظهار پیروزی و نیز خوار کردن صاحبان آنها بود، چون این کار انجام شد، طبیعی است که همان جا دفن شده باشد و محلش محافظت شود. در این مقبره همچنین ضریحی به نام «جنة الغرباء» وجود دارد که در آن نیز سر تعدادی از شهدایی که در روز عاشورا با امام حسین (ع) شهید شده‌اند، مدفون شده است.

 


روضه شهادت عبدالله بن حسن (ع)
شهید مطهری می نویسد:« نوشته ‏اند حسن بن على (ع) چند پسر داشت که اینها همراه ابا عبد الله آمده بودند.یکى از آنها جناب قاسم بود. امام حسن (ع) پسر ده ساله‏اى دارد که آخرین پسر ایشان است، این بچه شاید از پدرش یادش نمى‏آمد چون وقتى که پدرش از دنیا رفت گویا چند ماهه بوده است،در خانه حسین (ع) بزرگ شد. ابا عبد الله (ع) به فرزندان امام حسن(ع) خیلى مهربانى مى‏کرد،شاید بیش از آن اندازه که به پسران خودش مهربانى مى‏کرد چون آنها یتیم بودند و پدر نداشتند.این پسر اسمش عبد الله و خیلى به آقا علاقه‏مند است، آقا به زینب (س)سپرده است که تو مواظب بچه‏ها باش، زینب (س) دائما مراقب آنهاست.یک دفعه زینب(س) متوجه شد که عبد الله از خیمه بیرون آمده است و مى‏خواهد برود پیش عمویش حسین بن على (ع).زینب (س) دوید او را بگیرد، او فریاد کرد:«و الله لا افارق عمى‏»به خدا قسم که من هرگز از عمویم جدا نمى‏شوم.آن طفل مى‏دود،زینب (س) مى‏دود( السلام علیک یا ابا عبد الله!اشهد انک قد امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و جاهدت فى الله حق جهاده). آنقدر زینب(س) دوید که به ابا عبد الله (ع)نزدیک شد. آقا فرمود:نه،تو برگرد،بگذار این بچه پیش خودم باشد. خودش را انداخت‏ به دامان حسین (ع)(حسین است،او خودش عالمى دارد).در همین حال، یکى از دشمنان آمد براى اینکه ضربتى به ابا عبد الله بزند. تا شمشیرش را بالا برد، این طفل فریاد کرد:«یابن الزانیة!اترید ان تقتل عمى‏»؟زنازاده!تو مى‏خواهى عموى مرا بکشى؟تا او شمشیرش را حواله کرد، این طفل دست‏خود را جلو آورد و دستش بریده شد. فریاد کرد:یا عماه!عموجان ببین با من چه کردند!«اشهد انک قد امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و جاهدت فى الله حق جهاده حتى اتیک الیقین.»و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم،و صلى الله على محمد و آله الطاهرین.(مجموعه آثار ج 17 از ص 297 )

 


یزید؛ ملحدی سرکش
یزید بن معاویه، خلیفه جنایت کار اموی است که فاجعه کربلا به دستور او پدید آمد. وی در سال 25هجری تولد یافت. معاویه، فرزند ابوسفیان، یکی از دشمنان سرسخت پیامبر و پسر هند جگرخوار است. یزید از میمون، دختر بَجْدَل کَلْبی است. یزید، جوانی می گسار، سگ باز و اهل بوزینه بازی و عیاشی بود. پس از مرگ معاویه، مردم با او به عنوان خلیفه، بیعت کردند؛ زیرا معاویه پیش از مرگش از بسیاری از مردم برای ولی عهدی او بیعت گرفته بود. یزید اندیشه های الحادی داشت و به مبدأ و معاد بی عقیده بود. بی بند و بار و اهل عیش و طرب بود. در زمان او فسق و فجور به والیان هم گسترش یافت و آوازه خوانی در مکه و مدینه آشکار شد و مردم به آشکارا به شراب خواری پرداختند. عباس عقاد نویسنده مصری می گوید : یزید جوان بدخویی بود که شب و روزش را در میگساری و سازنوازی می گذرانید و از مجلس خواننده ها برنمی خواست مگر برای شکار . امام احمد بن حنبل براساس آیه 24 سوره محمد که قطع کنندگان رحم و مفسدین فی الارض را لعن می کند شایسته لعن می داند چون هم قطع رحم کرد و هم با قتل حسین( ع )فساد بپا نمود .سیدالشهدا (ع) وقتی با اصرار ولید و مروان برای بیعت با یزید روبه رو شد، به فسق او شهادت داد و فرمود: «یزید، مردی فاسق، شراب خوار و آدم کش است که آشکارا گناه می کند و کسی همچون من با کسی مثل او بیعت نخواهد کرد». یزید همچون پدرش به حیف و میل بیت المال و کشتن انسان های باایمان و ایجاد فساد در دستگاه حکومت پرداخت. وی به والی مدینه نوشت که به زور از سیدالشهدا بیعت بگیرد و اگر نپذیرفت، گردن او را بزند. وی برای سرکوبی هواداران امام حسین علیه السلام که با مسلم بن عقیل در کوفه بیعت کرده بودند «ابن زیاد» را به ولایت کوفه گماشت و دستور کشتن امام را داد. یزید سه سال حکومت کرد. در سال اول، امام حسین علیه السلام را به شهادت رساند. در سال دوم فرمانده نظامی اش به دستور او به مسجد النبی و قبر پیامبر حمله کرد و مردم را در کنار حرم پیامبر سر برید. لشکریان او در مدینه ده هزار نفر را کشتند و به زنان و دختران مدینه تجاوز کردند. در سال سوم نیز به دستور او، خانه خدا را با منجنیق سنگ باران کردند و ویران ساختند.

 
عبیداللّه بن زیاد ؛حرامزاده ای خبیث
ابوحفص (ابواحمد) عبیداللّه بن زیاد بن ابیه در سال 33 ه .ق در عراق متولد شد. پدرش، زیاد، حرام زاده ای بود که از پدری نامعلوم به دنیا آمده بود و شماری از مردان، ادعای پدری او را داشتند. ازاین رو، گاه وی را بدون آوردن نام پدرش به پدر نسبت می دهند و می گویند: زیاد بن ابیه و گاه به مادرش منتسب می کنند و می گویند: زیاد بن سمیه. پدر عبیداللّه از دشمنان سرسخت علی بن ابی طالب (ع) و شیعیان وی به شمار می رود، به گونه ای که بسیاری از یاران و تابعین علی علیه السلام به شهادت رسانده است. وی بسیاری از آنان را کور کرد و دست و پای برخی دیگر را برید. بسیاری را به زندان افکند و تا آنجا در پلیدکاری پیش رفت که شیعیان را زنده به گور می کرد. وی نخستین کسی بود که سبّ علی علیه السلام را در عراق (بصره و کوفه) رواج داد.عبیداللّه ، بسیار زیرک و سیاست مدار و در عین حال ترسو بود و در بسیاری از موارد با وحشت افکنی و زور شمشیر حکومت می کرد. وی در زمان معاویه، حاکم بصره شد و در زمان یزید، حکومت کوفه نیز به وی سپرده شد. به دستور وی مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را به شهادت رساندند. نقش عبیداللّه در واقعه عاشورا چنان چشمگیر و اساسی است که حتی شماری از هواداران یزید خواسته اند ابن زیاد را مقصر اصلی بدانند. ابن زیاد ابتدا سپاه حر را فرستاد تا کاروان حسین (ع) را از حرکت باز دارد. سپس سپاه عمر سعد و پس از آن لشکرهای دیگری را به فرماندهی سران کوفه همچون شبث بن ربعی، حصین بن نمیر و... به کربلا فرستاد. به دستور وی آب را بر سپاه حسین علیه السلام بستند و عمر سعد و شمر بن ذی الجوشن را مأمور کشتن امام (ع)ساخت. یاران مختار، سر عبیداللّه را از بدن جدا کردند. هنگامی که سرش را نزد مختار آوردند، با دیدن سر، درحالی که سرگرم خوردن غذا بود، خدا را سپاس گفت و برخاست و با کفش هایش روی صورت او ایستاد و آن را لگدمال کرد.

 


عمر بن سعد بن ابی وقاص ؛طماع و جاه طلب
عمر بن سعد، رهبری سپاه کوفه در روز عاشورا به عهده داشت. تاریخ تولد وی به طور دقیق مشخص نیست. پدر عمر، سعد بن ابی وقاص از اصحاب بزرگ پیامبر اسلام بود و نزد صحابی و تابعین جایگاه ویژه ای داشت. سعد در زمان خلافت علی علیه السلام با او بیعت نکرد. قدرت دوستی، جاه طلبی و خود بزرگ بینی از ویژگی های عمربن سعد بود. فرمان حکومت ری که ابن زیاد برای او صادر کرده بود، با شهادت حضرت مسلم و آمدن حسین (ع) به سوی کوفه هم زمان شد. به همین دلیل، ابن زیاد به او دستور داد تا ابتدا به جنگ با حسین (ع) برود و سپس برای فرمانداری ری به ایران حرکت کند. او ابتدا از این مسئولیت شانه خالی کرد، ولی با اصرار ابن زیاد بر سر دو راهی انتخاب فرمانداری ری و جنگیدن با حسین (ع) ماند. شوق حکومت و لذت قدرت، او را واداشت تا به جنگ حسین (ع) برود. او در روز عاشورا، عده ای را برای بستن آب به روی سپاه حسین (ع) گماشت و دستور کشتن سیدالشهدا (ع) را صادر کرد. فجیع ترین کار وی در کربلا، تخریب و سوزاندن خیمه گاه امام حسین (ع) و صدور دستور اسب تاختن بر جسد بی جان حسین بن علی (ع) بود. شک در قیامت، جزا و پاداش، برداشت غلط از معارف دینی و پنداشتن اینکه می تواند پس از بازگشت از کربلا توبه کند و جنایات خود را جبران کند، شیفتگی بیش از حد به مقام دنیوی و موقعیت اجتماعی، ترس از دست دادن مال دنیا و جایگاه اجتماعی خود نزد امویان، پستی طبع و نداشتن بصیرت سیاسی، دست به دست هم داد و عمر بن سعد را به عذاب الهی و ننگ ابدی گرفتار ساخت.


روضه ای به سفارش حضرت زهرا(س)
عقیق: مرحوم آیت الله سیبویه که از عالمان ربانی و از عاشقان و دلسوختگان ائمه علیهم السلام بودند، نقل می کردند: « در خانه مان هر هفته، جلسه روضه خوانی برقرار بود و افراد بزرگواری، جهت ذکر توسل و منبر تشریف می آوردند. یک هفته، جناب آقای حاج عبدالزهراء و آیت الله سید محمد کاظم قزوینی در جلسه حضور پیدا کردند. هردو برای رفتن به منبر، به یکدیگر تعارف می کردند. در نهایت، آیت الله قزوینی، خطاب به آقای حاج عبدالزهراء فرمودند: « مگر دیشب مادرم زهرا(س) شما را به منبر نفرستادند؟!» بعد از اینکه از ایشان سؤال کردیم، معلوم شد که هر دو این عزیزان شب قبل، خواب دیده بودند که حضرت فاطمه(س)، در جلسه روضه حضور دارند و مرحوم آقای عبدالزهراء را، حضرت به منبر فرستاده اند. آنها می گفتند که روضه خوان و مداح جلسه را، خود اهل بیت (ع) تعیین می کنند.
عظمت یک روضه
مرحوم حاج عبدالزهراء کعبی، از علما و خطبای به نام کربلا نقل می کند: یک روز صبح کنار حرم سیدالشهداء (ع) کتاب فروشی را دیدم که تعدادی کتاب نزدیک در گذاشته و می فروخت. نزدیک رفتم و کتاب ها را نگاه کردم. کتابی را که به آن نیاز داشتم را پیدا نمی کردم، لابه لای کتاب ها آن را دیدم و برداشتم و قیمتش را پرسیدم. گفت: « حاج عبدازهراء این کتاب را به شما می دهم به شرط آنکه این قصیده را برایم بخوانی.» کاغذ را گرفتم، دیدم قصیده ابن عرندس شاعر معروف اهل بیت(ع) است. گفتم: « مانعی ندارد، می خوانم.» گفت: همین الان می خوانی؟» گفتم: « بله، الان وقت دارم و می خوانم.» آن مرد کتاب هایش را جمع کرد و همراه من داخل صحن مطهر امام حسین(ع) شد. وسط صحن، روبروی ایوان طلا نشستم و شروع کردم به خواندن قصیده ابن عرندس، به همان سبکی که درمنبرها می خواندم. هنوز چند سطری نخوانده بودم که دیدم سیدی جلیل القدر و با عظمت، در لباس اهل علم، کنار ما نشست و به خواندن من گوش داد واشک ریخت. ما از گریه او منقلب شده، و بی اختیار اشک می ریختیم. با حضور آن سید، مجلس ما معنویت و روحانیت خاصی پیدا کرد. هر گاه یادم می آید، منقلب می شوم. تا آخر قصیده صد بیتی را گوش دادند و اشک ریختند. زمانی که قصیده را تمام کردم، متوجه حضرتش شدم، تا آمدم جویای احوالات او شوم، کسی را ندیدم. به آن شخص کتاب فروش گفتم: « این سید که اینجا نشسته بودند کجا رفتند؟» گفت: « من دیدم سید جلیل القدری آمد و بسیار اشک ریخت؛ به حدی که از گریه او گریه می کردم، ولی وقتی شما قصیده را تمام کردید، ناگهان ناپدید شد و دیگر من آن آقا را ندیدم.» گفتم: « آیا دانستی آن آقا چه کسی بود.» گفت: « آن آقا یوسف فاطمه(س)، منتقم خون سیدالشهداء (ع) امام زمان _ ارواحنافداه _بود.» همان جا نشستیم، در فراق حضرتش اشک ریختیم و تشکر کردیم که به ما لطف فرموده اند.


فضیلت گریه بر مصایب امام حسین(ع)
درخصوص فضایل وبرکات گریستن برمصائب ائمه وبه خصوص امام حسین (ع) بزرگان و ائمه هدی توصیه ها وسفارشات ارزنده ای را به شیعیان کرده اند که در این نوشتار به برخی از آنها اشاره می شود.امام هشتم علی بن موسی الرضا (ع) در مورد گریستن برمصیبت اهل بیت (ع) و به ویژه امام حسین (ع) فرمودند: « ماه محرم ماهی است که مردم عصر جاهلیت حرمت آن را حفظ می‏کردند ودر آن جنگ وکشتار نمی‏کردند. ولی در این ماه خون ریخته شد وحرمت مارا شکستند. بچه ها وزنان ما را به اسارت بردند وخانه هایشان را آتش زدند. بدانید که هرکس ذکر مصائب ما را بنماید و به آنچه به ما وارد شده اشک بریزد روز قیامت در رتبه ما خواهد بود وهر کس مصائب ما را متذکر شود وبگرید و بگریاند در روزی که همه چشم ها گریان است دیدگانش گریان نخواهد بود. هر کس در مجلسی از مجالسی که امر ما اهل بیت وامامان احیاء می شود بنشیند دلش زنده وجاوید خواهد بود روزی که همه قلب ها مرده است. هرکس روز عاشورا دست از کار و زندگی بکشد وبه دنبال حوائج دنیایی نرود خداوند تبارک وتعالی حوایج دنیا وآخرتش را برآورده خواهد کرد وهر کس روز عاشورا را روزمصیبت وحزن واشک قرار دهد خداوند روز قیامت را روز فرح وشادی او قرار خواهد داد.هر کس روز عاشورا به دنبال شادی وسرور باشد وبه کسب وتجارت بپردازد برایش مبارک نخواهد شد و در روز قیامت با یزید وعبیدالله بن زیاد وعمر بن سعد لعنهم الله در اسفل دوزخ محشور خواهد شد.»امام مهدی (عج) نیز در خصوص عزاداری برای امام حسین (ع) در زیارت ناحیه چنین فرموده اند: «اگر روزگار و زمانه مرا به تأخیر انداخته ونبودم که یاریت کنم وبا دشمنانت ستیز نمایم وآنها را سرکوب کنم اما شب وروز بر مصائب تو اشک می‏ریزم وگریه می‏کنم واگر روزی اشک چشمم تمام شود خون گریه می‏کنم و تا جایی که سزاوار است برغم واندوه تو ومصیبتت عجز وناله می‏کنم.آسمانیان وکوهها وخزائن آنها، دریا ها وماهی‏ها وحیوانات آنها، مکه وبیت و مقام و مشعرالحرام وحل و احرام همه وهمه بر مصیبت تو می‏گریند.»
شمر بن ذی الجوشن ؛ قاتلی بالفطره
شمر بن ذی الجوشن از جمله کسانی است که در واقعه عاشورا، جنایت های ننگینی انجام داد. پدرش، ذی الجوشن، صحابی بزرگ پیامبر بود. زندگی شمر گویای روحیه پرتلاطم همراه با شجاعت، جنگ جویی و فرصت طلبی اوست. زمانی او در صف یاران امام علی (ع) قرار می گیرد و هنگامی که درمی یابد از قِبَل حکومت علی (ع) ، چیزی به دست نمی آورد، به خوارج گرایش پیدا می کند و با حفظ جایگاه خود در میان آنان به دربار معاویه راه پیدا می کند و در زمان یزید، نوکری او برای بنی امیه به اوج خود می رسد. شمر بن ذی الجوشن روز نهم محرم وارد کربلا شد و حوادث هولناکی را در کربلا پدید آورد که کسی در طول تاریخ ندیده است. توهین به امام حسین علیه السلام ، رد فضایل امام حسین (ع) ، دستور قتل همسر وهب، حمله به لشکر امام، کشتن نافع بن هلال، حمله به خیمه گاه اهل بیت، صدور فرمان آتش زدن خیمه گاه، محاصره امام حسین (ع) ، بریدن سر مبارک حضرت، غارت و چپاول اموال اهل بیت، بردن اهل بیت به شام و... از جمله اقدامات وحشیانه شمر در واقعه کربلا و پس از آن بود. ابوعمره، شمر را دستگیر کرد و نزد مختار آورد. مختار ثقفی، سر او را از بدن جدا کرد و بدنش را درون دیگی پر از روغن جوشان انداخت. یاران مختار سرش را لگدکوب کردند و نزد محمد بن حنفیه فرستادند تا تسکینی بر دل زخم دار وی باشد.


فرجام غارتگران پیکر امام حسین (ع)
نقل است هنگامی که امام حسین (ع) به شهادت رسید، سپاهیان یزید برای غارت غنایم به سوی پیکر حضرت هجوم آوردند. پیراهن حضرت را اسحاق بن حُوبه حَضْرَمی برد، ولی همین که پوشید، دچار پیسی شد و موهایش ریخت. شلوار امام حسین (ع) را بحربن کَعب تمیمی برد و وقتی آن را پوشید، زمین گیر شد و پاهایش از کار افتاد. عمامه و دستار امام حسین (ع) را اَخْنَس بن مُرْشِد بن عَلْقَمه حَضْرمی یا به قولی جابربن یزید اودی برد، ولی همین که بر سر بست، عقلش زایل گردید و دیوانه شد. بَجْدَل بن سلیم کَلْبی برای بردن انگشتر حضرت، انگشت حسین (ع) را قطع کرد. وقتی مختار به او دست یافت، دست و پاهایش را برید و رهایش کرد تا با همان حال در خون خود بغلتد و جان دهد.

منبع :خبرگزاری قدس آنلاین۰۲/۰۹/۱۳۹۱ -حمیدرضا بی تقصیر
[ پنجشنبه دوم آذر 1391 ] [ 10:46 ] [ علی غلامیان ]
فضیلت گریه برامام حسین (ع)
 
خبرگزاری فارس: «عش آل محمد» را غم و اندوه فرا گرفت / برنامه هیئت‌های مذهبی قم در دهه اول

      همیشه زبان، مترجم عقل بوده ولی ترجمان عشق، چشم است. آنجا كه اشكی از روی احساس و درد و سوز می‎ریزد، عشق حضور دارد ولی آنجا كه زبان با گردش منظم خود جمله‎های منطقی می‎سازد عقل حاضر است.

بنابراین همانطور كه استدلالات منطقی و كوبنده می‎تواند همبستگی گوینده را با اهداف رهبران مكتب آشكار سازد قطره اشك نیز می‎تواند اعلان جنگ عاطفی بر ضد دشمنان مكتب محسوب گردد.

از این رو گریه حضرت زینب علیهاالسلام بر اهل بیت علیهم السّلام گریه عاطفی و گریه پیام‎آور و یك نوع نهی از منكر و شعار شورانگیز و سوزاننده و رسواگر طاغوتیان و ستمگران بود.

بر همین اساس است كه پیامبر اکرم و امامان علیهم السّلام كسی را كه آمادگی گریه كردن ندارد به تباكی (خود را به شكل گریه درآوردن) دعوت كرده‎اند تا یاد حسین در همه قرون و اعصار در خاطره‎ها زنده بماند.

 

در اجر و ثواب گریه بر امام حسین علیه السلام

اجر و مزد گریه برای آن حضرت بسیار عظیم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن می‎باشد.

گریه برای آن حضرت سختی‎های زمان احتضار را از بین می‎برد زیرا امام صادق علیه السّلام به مسمع بن عبدالملك فرمودند:

آیا مصائب آن جناب (امام حسین علیه السّلام) را یاد می‎كنی؟

عرض كرد: بلی والله مصائب ایشان را یاد كرده و گریه می‎كنم.

حضرت فرمودند: آگاه باش كه خواهی دید در وقت مردن پدران مرا كه به ملك الموت وصیت تو را می‎كنند كه سبب روشنی چشم تو باشد.

همچنین فرمودند: ای مسمع گریه بر احوالات حسین (علیه السّلام) سبب می‎شود كه ملك الموت بر تو مهربان‎تر از مادر گردد.

گریه بر حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السّلام) باعث راحتی در قبر، فرحناك و شادان شدن مرده، شادان و پوشیده بودن او در هنگام خروج از قبر است در حالی كه او مسرور است فرشتگان الهی به او بشارت بهشت و ثواب الهی را می‎دهند.

اجر و مزد هر قطره آن این است كه شخص همیشه در بهشت منزل كند.(1)

گریه كننده بر امام حسین علیه السّلام در بهشت با ایشان و هم درجه ایشان خواهد بود.(2)

شیخ جلیل جعفر بن قولویه در كامل از ابن خارجه روایت كرده است:

روزی در خدمت امام صادق علیه السّلام بودیم و امام حسین علیه السّلام را یاد كرده و از او نام بردیم . حضرت صادق علیه السّلام بسیار گریستند و ما نیز به تبع ایشان گریستیم. پس حضرت صادق علیه‎السّلام فرمودند كه امام حسین علیه السّلام می‎فرمود من كشته گریه و زاری (اشكم) هستم نام من در نزد هیچ مؤمنی برده نمی‎شود مگر آن كه محزون و گریان می‎شود.

در روایت آمده است هیچ روزی نبود كه اسم امام حسین علیه السّلام در نزد امام صادق علیه السّلام برده شود و آن امام در آن روز تبسمی بر لب بیاورند. آن حضرت در تمام روز گریان و محزون بودند و می‎فرمودند امام حسین علیه السّلام سبب گریه هر مؤمن است.

شیخ طوسی و شیخ مفید از ابان بن تغلب روایت كرده‎اند كه حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:

نَفَس كسی كه برای مظلومیت ما محزون است تسبیح است و اندوه و ماتم او عبادت خدا و پوشیدن اسرار ما از بیگانگان جهاد در راه خداست .(3)

شیخ كشی(ره) از زید شحام روایت كرده است كه:

من با جماعتی از كوفیان در خدمت امام صادق علیه السّلام بودیم، جعفر بن عفان وارد شد . حضرت او را اكرام كردند و نزدیك خود نشاندند و فرمودند یا جعفر!

                                 جعفر عرض كرد: جانم، خدا مرا فدای تو كند.

حضرت فرمودند: به من گفته‎اند تو در مرثیه و عزای حسین (علیه السّلام ) شعر می‎گوئی .

جعفر عرض كرد: بله، فدای تو شوم.

حضرت فرمودند: پس بخوان.

جعفر شروع به خواندن مرثیه نمود، حضرت امام صادق علیه السّلام و حاضرین مجلس گریستند.

حضرت آنقدر گریست كه اشك چشم مباركش بر محاسن شریفش جاری شد.

پس از آن حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:

بخدا سوگند، كه ملائكه مقرب در اینجا حاضر شدند و مرثیه تو را كه در مصائب حسین (علیه السّلام ) خواندی شنیدند و بیشتر از ما گریستند و حق تعالی در همین ساعت بهشت را با تمام نعمت‎های آن برای تو واجب گردانید و گناهان تو را آمرزید.

پس امام فرمودند: ای جعفر می‎خواهی كه زیادتر بگویم ؟

جعفر عرض كرد: بله، ای سید من.

حضرت فرمود: هر كه در مرثیه حسین (علیه السّلام) شعری بگوید و بگرید و بگریاند، حق تعالی او را بیامرزد و بهشت را برای او واجب می‎گرداند. (4)

شیخ صدوق (ره) در امالی از ابراهیم بن ابی المحمود روایت كرده كه امام رضا علیه السّلام فرمودند:

ماه محرم ماهی بود كه اهالی جاهلیت، جنگ و قتال را در آن ماه حرام می‎دانستند، ولی این امت جفاكار خون‎های ما را در آن ماه حلال دانستند و حرمت ما را هتك كرده و زنان و فرزندان ما را در آن ماه اسیر كردند. آتش در خیمه‎های ما افروخته و اموال ما را غارت كردند. حرمت حضرت رسالت (صلی الله علیه و آله) را در حق ما رعایت نكردند.

همانا مصیبت شهادت حسین (علیه السّلام) دیده‎های ما را مجروح گردانید و اشك ما را جاری كرده . عزیز ما را ذلیل گردانیده است و زمین كربلا مورث كرب و بلاء ما گردید.

پس باید بر حسین بگریند، همانا گریه بر آن حضرت گناهان بزرگ را فرو می‎ریزد.

سپس حضرت رضا علیه السّلام فرمودند:

پدرم چون ماه محرم داخل می‎شد كسی آن حضرت را خندان نمی‎دید. و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب می‎شد تا روز عاشورا. آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می‎فرمود: امروز روزی است كه حسین (علیه السّلام) شهید شده است.

و همچنین شیخ صدوق از آن حضرت روایت كرده: هر كه روز عاشورا روز مصیبت و اندوه گریه او باشد حق تعالی روز قیامت را برای او روز شادی و سرور گرداند و دیده‎گانش در بهشت به نور ما روشن شود. (5)

از ریان بن شبیب روایت شده است كه گفته روز اول محرم به خدمت امام رضا علیه السّلام رسیدم حضرت فرمودند:

... ای پسر شبیب اگر بر حسین (علیه السّلام) گریه كنی و آب دیده‎گان تو بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و كبیره تو را می‎آمرزد خواه اندك باشد و خواه بسیار .

ای پسر شبیب: اگر می‎خواهی خدا را ملاقات كنی در حالی كه هیچ گناهی نداشته باشی حسین (علیه السّلام) را زیارت كن.

ای پسر شبیب اگر می‎خواهی كه در غرفه‎ای از بهشت با رسول خدا و ائمه طاهرین محشور شوی قاتلان حسین (علیه السّلام) را لعنت كن.

ای پسر شبیب اگر بخواهی مانند شهدای كربلا باشی و ثواب آنها را داشته باشی هر گاه مصیبت آن حضرت را یاد كردی بگو:

یا لَیتَنی كُنتُ مَعَهُم فَاَفُوزَ فَوزًا عَظیماً؛ ای كاش من با ایشان بودم و رستگاری عظیمی می‎یافتم.

ای پسر شبیب اگر می‎خواهی در درجات عالیه بهشت با ما باشی پس برای اندوه ما اندوهناك باش و در شادی ما شاد. بر تو باد ولایت و محبت ما كه اگر كسی سنگی را دوست داشته باشد حق تعالی او را در قیامت با آن محشور می‎گرداند. (6)

ابن قولیه با سند معتبر روایت كرده از ابی هارون مكنوف كه گفت:

به خدمت حضرت صادق علیه السّلام مشرف شدم آن حضرت فرمودند. كه برای من مرثیه حسین (علیه السّلام) بخوان. من نیز شروع كردم به خواندن .

امام فرمود: به این صورت نخوان به همان سبك و سیاقی كه نزد خودتان متعارف است و نزد قبر حسین (علیه السّلام) می‎خوانید بخوان. پس من خواندم .

حضرت گریستند و من ساكت شدم .

امام حسین

فرمود: بخوان، من خواندم تا آن اشعار تمام شد.

حضرت فرمود: باز هم برای من مرثیه بخوان، من شروع كردم به خواندن این اشعار:

یا مَریَمُ قومُی فَاندُبی مَولاكِ وَ عَلیَ الحُسَین فَاسعَدی بِبُكاكِ

پس حضرت بگریست و زن‎ها هم گریستند و شیون نمودند و هنگامی كه از گریه آرام شدند فرمودند: ای اباهارون هر كس برای حسین (علیه السّلام) مرثیه بخواند و یك نفر را بگریاند بهشت بر او واجب می‎شود. و سپس فرمودند: هر كس امام حسین علیه السّلام را یاد كند و بر او گریه كند بهشت بر او واجب می‎شود. (7)

به سند معتبر از عبدالله بن بكر روایت كرده‎اند كه گفت:

روزی از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدم كه یابن رسول الله اگر قبر حضرت امام حسین علیه‎السّلام را بشكافند آیا در قبر آن حضرت چیزی خواهند دید؟

حضرت فرمود: ای پسر بكر چه بسیار عظیم است سؤال تو به درستی كه حسین بن علی علیهماالسّلام با پدر و مادر و برادر خود در منزل رسول خدا صلی الله علیه و آله می‎باشند و با آن حضرت روزی خورده و شادمانی می‎كنند. گاهی بر جانب راست عرش آویخته و می‎گوید پروردگارا وفا كن به عهدی كه با من بسته‎ای و نظر می‎كند بر زیارت كنندگان خود، ایشان را با نام‎هایشان و نام پدرانشان می‎شناسند. و نظر می‎كنند به سوی آنهائی كه بر او گریه می‎كنند و برایشان طلب آمرزش كرده و از پدرانشان می‎خواهند كه برای آنها استغفار كنند و می‎گویند:

ای گریه كننده بر من اگر بدانی خدا چه جیزی برای تو مهیا كرده از ثواب‎ها، هر آینه شادی تو زیادتر از اندوه تو خواهد شد.

آن بزرگوار از حق تعالی درخواست می‎كند كه هر گناه و خطا كه گریه كننده بر او كرده است بیامرزد. (8)

 ارزش قطره اشک برای امام حسین علیه السلام

قطره‎ای از آن اگر در جنهم بیفتد آتش و حرارت آن را خاموش می‎كند.

ملائكه خود آن اش‎كها را گرفته و در شیشه‎ای ضبط می‎كنند. (9)

برای هر عملی ثواب محدودی است جز ثواب آن اشك كه اجر آن محدودیتی و یا اتمامی ندارد.

چشم گریان در عزای امام حسین علیه السّلام و ارزش آن:

اگر اشك بر امام حسین علیه السّلام دارای این همه اعتبارست یقینا چشمی كه در عزای او گریان باشد نیز خواص و ویژگی‎های مربوط به خود را دارد.

 خواص چشم گریان در عزای امام حسین علیه السلام

آن چشم در نزد خداوند از تمام چشم‎ها محبوب‎تر است.(10)

همه چشم‎ها در روز قیامت گریانند مگر چشمی كه بر امام حسین علیه السّلام گریه كرده باشد. (11)

آن چشم روشن شود به نور كوثر و نظر به آن. (12)

آن چشم را ملائكه تبرّك می‎كنند و اشك را خود از آن پاك می‎كنند.(13)

 خواص گریه برای امام حسین علیه السلام

هر كسی كه تا به حال خداوند این مرحمت را در حق او نموده باشد و توانسته باشد قطره اشكی در عزای آن حضرت از دیدگان جاری سازد به خوبی آثار و بركات نورانی و حالات معنوی وصف ناشدنی آن را در یافته اما گریه برای آن حضرت خواصی مربوط به خود را دارد كه ما اجمالاً بعضی از آن را ذكر می‎كنیم: صله حضرت محمد صلی الله علیه و آله است. (14)

مساعدت و یاری حضرت زهرا سلام الله علیها است زیرا آن مكرمه هر روز در عزای فرزندنش می‎گرید. (15)

اداء حق پیامبر صلی الله علیه و آله، خدا و ائمه هدی علیهم السّلام است. (16)

گریه برای آن حضرت تأسی به انبیاء، ملائكه و عبادالصالحین خداوند است.

اداء مزد رسالت پیامبر است زیرا در قرآن آمده كه مزد رسالت پیامبر مودّت ذی القربی (دوستی با خاندان رسول خدا) است. ترك آن جفا به آن حضرت است. (17)

تسلی دهنده دل از جمیع گریه‎ها و اندوه‎ها است. (18)

امام حسین

 خواص مجالس ذكر مصائب امام حسین علیه السّلام 

كسانی كه در مجالس ذكر او شركت می‎كنند به خوبی حال و هوای آنجا را درك كرده و ارتباط معنوی عمیقی با حضرتش برقرار می‎سازند، اما بر طبق احادیث و روایات متعدد مجالس آن حضرت دارای ویژگی‎هایی است:

1

- هر كس بنشیند در مجالسی كه در آن به امر ائمه علیهم السّلام پرداخته شده و ذكر مصائب آنان است دل او نمی‎میرد در آن روزی كه دل‎ها می‎میرند. (19)

2- اینگونه مجالس محبوب خدا، رسول او و ائمه علیهم السلام می‎باشد.(20)

3- نَفَس فرد عزادار در آن مجلس تسبیح خداوند است.(21)

4- این مجالس محل نَظَر حضرت امام حسین علیه السّلام است. زیرا آن جناب در عرش است و از آنجا به سوی سرزمین كربلا و زوّار و گریه‎كنندگان خود نظاره می‎كنند. (22)

5- ملائكه مقرب خداوند درآن مجلسی حاضر می شوند.

6- مجلس عزای امام حسین علیه السّلام هر جا بر پا شود آنجا قبه و بارگاه اوست .

7- معراج گریه‎كنندگان است زیرا كه محل نزول صلوات و رحمت الهی و غفران ذنوب و ... است.

8- این مجالس از دیگر مجالس اشرف و افضل است.(23)

 

پی‎نوشت‎ها:

1- بحارالانوار، ج44، ص289 و كامل الزیارات باب32، ص101

2- بحارالانوار /278/44/ امالی صدوق مجلسی 17/ ص68

3- منتهی الآمال ، ج 1، ص 538

4- منتهی الآمال ، ج 1، ص 539

5- منتهی الآمال ، ج 1، ص 540

6- منتهی الآمال ، ج 1، ص 541

7- منتهی الآمال ، ج 1، ص 542

8- منتهی الآمال ، ج 1، ص 543

9- منتخب طریحی/140/2

10- بحارالانوار /207/45، كامل الزیات باب26 ص81

11- بحارالانوار /293/44، عوالم /534/17

12- بحارالانوار /290/44، كامل الزیارات باب 32 ص102

13- بحارالانوار /305/44، تفسیر امام حسن عسگری (علیه السّلام) ص369

14- بحارالانوار /207/45، كامل الزیارات باب 26 ص81

15- بحارالانوار /209/208/45، كامل الزیارات باب ص82

16- بحارالانوار /207/45، كامل الزیارات باب 26 ص81

17- بحارالانوار ، ج 45، ص 205 وكامل الزیارات ، باب 26، ص 79

18- ترجمه خصائص الحسینیه ، ص 257

19- بحارالانوار /278/44، امالی صدوق مجلسی 17 ص68

20- بحارالانوار /282/42، قرب الاسناد ص) 18

21- بحارالانوار /278/44، امالی صدوق ، مجلس 17، ص 68

22- بحارالانوار /292/44، كامل الزیارات باب 32ص103

23- ترجمه خصائص الحسینیه ، ص 256 

به نقل از سایت تبیان -http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=62582

 حبیب چاهشوری/جفره

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحامي بِلا مُعين،
سلام بر آن مدافعِ بى ياور،

أَلسَّلامُ عَلَى الشَّيْبِ الْخَضيبِ،
سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده،

أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّريبِ،
سلام بر آن گونه خاك آلوده،

أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّليبِ،
سلام بر آن بدنِ جامه به غنیمت رفته ،

أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضيبِ،
سلام بر آن دندان هایی که با چوب خیزران زده شده ،

أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ،
سلام برآن سرِ بالاى نيزه رفته...

یاحسین-یاحسین -یاحسین -یاحسین -یاحسین -یاحسین -یاحسین -یاحسین -یاحسین-یاحسین - 

یاحسین-یاحسین -یاحسین -یاحسین -یاحسین -یاحسین -یاحسین -یاحسین -یاحسین-یاحسین - 

 

[ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 ] [ 18:51 ] [ علی غلامیان ]

 

 

کربلا

و

مرقدمطهرامام حسین(علیه السلام ) 

از دیدگاه احادیث وروایات

 

چهل حدیث درمورد امام حسین (علیه السلام )وکربلا:

حدیث اول: حریم پاك.

عن النبى (ص) قال:

... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.

پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) در ضمن حدیث بلندى مى‏فرماید:

كربلا پاكترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ها است و الحق كه كربلا از بساطهاى بهشت است.

بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نیز كامل الزیارات، ص 264

 

حدیث دوم: سرزمین نجات

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله):

یقبر ابنى بأرض یقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان.

پیامبر خدا (ص) فرمود:

پسرم حسین در سرزمینى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گویند، زمین ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .

كامل الزیارات، ص،269، باب 88، ح 8

 

حدیث سوم:مسلخ عشق‏

قال على (علیه السلام):

هذا... مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من كان قبلهم و لا یلحقهم من كان بعدهم.

حضرت على (علیه السلام) روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود:

اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.

تهذیب، ج 6، ص،73 و بحار، ج 98، ص .116

 

حدیث چهارم: عطر عشق‏

قال على (علیه السلام)

واها لك ایتها التربة لیحشرن منك قوم یدخلون الجنة بغیر حساب‏

امیر المومنین (علیه السلام) خطاب به خاك كربلا فرمود:

چه خوشبویى اى خاك! در روز قیامت قومى از تو بپا خیزند كه بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.

شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 4، ص 169

 

حدیث پنجم: ستاره سرخ محشر

قال على بن الحسین (علیه السلام):

تزهر أرض كربلا یوم القیامة كالكوكب الدرى وتنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المباركة التى تضمنت سید الشهداء و سید شباب اهل الجنة.

امام سجاد (علیه السلام) فرمود:

زمین كربلا، در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمین مقدس خدایم، زمین پاك و مباركى كه پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است .

ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزیارات، ص 268.


 

 

حدیث ششم: كربلا وبیت المقدس‏

قال ابوعبدالله (علیه السلام)

الغاضریة من تربة بیت المقدس.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

كربلا از خاك بیت المقدس است.

كامل الزیارات، ص 269، باب 88 ح،.7

 

حدیث هفتم: فرات و كربلا

قال ابو عبد الله:

اءن أرض كربلا وماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى...

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

سرزمین كربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست وشرافت بخشید.

بحار الانوار، ج،98، ص 109 و نیز كامل الزیارات، ص .269

 

حدیث هشتم: كربلا كعبه انبیاء

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

لیس نبى فى السموات و الارض و اءلا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین (علیه السلام) ففوج ینزل و فوج یعرج.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هیچ پیامبرى در آسمانها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شوند، چنین است كه گروهى به كربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج كنند.

مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزیارات، ص 111

 

حدیث نهم: كربلا، مطاف فرشتگان‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

لیس من ملك فى السموات و الارض إلا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین (علیه السلام) ففوج ینزل و فوج یعرج.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هیچ فرشته‏اى در آسمانها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شود، چنین است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آیند و فوجى دیگر عروج كنند و از آنجا اوج گیرند.

مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزیارات، ص 111

 

حدیث دهم: راه بهشت‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

موضع قبر الحسین (علیه السلام) ترعة من ترع الجنة.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

جایگاه قبر امام حسین (علیه السلام) درى از درهاى بهشت است.

كامل الزیارات، ص 271، باب 89، ح 1

 

حدیث یازدهم:كربلا حرم امن‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان یتخذ مكة حرم

امام صادق (ع) فرمود:

به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پیش از آنكه مكه را حرم قرار دهد

كامل الزیارات، ص 267 بحار، ج،98، ص .110

 

حدیث دوازدهم: زیارت مداوم‏

قال الصادق (علیه السلام):

زوروا كربلا و لا تقطعوه فاءن خیر أولاد الانبیاء ضمنته...

امام صادق (ع) فرمود:

كربلا را زیارت كنید و این كار را ادامه دهید، چرا كه كربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است.

كامل الزیارات، ص 269

 

حدیث سیزدهم: بارگاه مبارك‏

قال الصادق (علیه السلام)

«شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذكره الله فى القرآن،(*) هو الفرات و «البقعة المباركة» هى كربلا.

امام صادق (ع) فرمود:

آن «ساحل وادى ایمن» كه خدا در قرآن یادكرده فرات است و با «بارگاه با بركت» نیز كربلا است.

*. قرآن مجید، سوره قصص آیه 30

بحار الانوار، ج 57، ص 203؛ به نقل از تهذیب‏

 

حدیث چهاردهم: شوق زیارت‏

قال الامام باقر (علیه السلام):

لو یعلم الناس ما فى زیارة قبر الحسین (علیه السلام) من الفضل، لماتوا شوق

امام باقر (علیه السلام) فرمود:

اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین (علیه السلام) است از شوق زیارت مى‏مردند.

ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از كامل الزیارات.

 

حدیث پانزدهم: حج مقبول و ممتاز

قال ابوجعفر (علیه السلام):

زیارة قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبر الحسین بن على علیهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله علیه و آله.

امام باقر علیه السلام فرمودند:

زیارت قبر رسول خدا «ص» و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا «ص» بجا آورده شود

مستدرك الوسائل، ج 1 ص، 266 و نیزكامل الزیارات، ص 156

 

حدیث شانزدهم: تولدى تازه‏

عن حمران قال: زرت قبر الحسین (علیه السلام) فلما قدمت جاءنى ابو جعفر محمد بن على (علیه السلام).... فقال (علیه السلام)

ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلك وصلة نبیة حرج من ذنوبه كیوم ولدته امه.

حمران مى‏گوید هنگامى كه از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقر (علیه السلام) به دیدارم آمد و فرمود:

اى حمران! به تو مژده مى‏دهم كه هر كس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت كند مرادش از این كار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید چون روزى كه مادرش او را زاد.

امالى شیخ طوسى، ج 2، ص 28، چاپ نجف بحار، ج 98، ص 20

 

حدیث هفدهم: زیارت مظلوم‏

عن ابى جعفر و ابى عبد الله (علیهما السلام) یقولان:

من احب أن یكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم.

از امام باقر و امام صادق (ع) نقل شده كه فرمودند:

هر كس كه مى‏خواهد مسكن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم (علیه السلام) را ترك نكند.

مستدرك الوسائل، ج 10، ص .253

 

حدیث هجدهم: شهادت و زیارت‏

قال الامام الصادق (علیه السلام):

زوروا قبر الحسین (علیه السلام) و لا تجفوه فاءنه سید شباب أهل الجنة من الخلق وسید شباب الشهداء

امام صادق (ع) فرمود:

مرقد امام حسین (علیه السلام) را زیارت كنید و با ترك زیارتش به او ستم نورزید چرا كه او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است.

مستدرك الوسائل ج 10 ص 256 و كامل ، ص 109

 

حدیث نوزدهم: زیارت،بهترین كار

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

زیارة قبر الحسین بن على علیهما السلام من أفضل ما یكون من الأعمال.

امام صادق (ع) فرمود:

زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) از بهترین كارهاست كه مى‏تواندانجام یابد.

مستدرك الوسائل، ج 10، ص .311

 

حدیث بیستم: سفره‏هاى نور

قال الامام الصادق (علیه السلام)

من سره ان یكون على موائد النور یوم القیامة فلیكن من زوار الحسین بن على (علیهما السلام)

امام صادق (ع) فرمود:

هر كس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین (علیه السلام) باشد.

وسائل الشیعه، ج 10، ص 330، بحار الانوار، ج 98، ص 72.

 

حدیث بیست ویكم: شرط شرافت‏

قال الصادق (علیه السلام)

من اراد ان یكون فى جوار نبیه و جوار على و فاطمه فلا یدع زیارة الحسین علیهم السلام .

امام صادق (ع) فرمود:

كسى كه مى‏خواهد در همسایگى پیامبر (ص) ودر كنار على (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترك نكند.

وسائل الشیعه، ج 10 ص 331، ح 39

 

حدیث بیست ودوم: زیارت، فریضه الهى‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

لو ان احد كم حج دهره ثم لم یزر الحسین بن على (علیه السلام) لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله «ص» لان حق الحسین فریضة من الله تعلى واجبه على كل مسلم.

امام صادق (ع) فرمود:

اگر یكى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسین (علیه السلام) را زیارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است چرا كه حق حسین (ع) فریضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.

وسائل الشیعه، ج 10، ص 333

 

حدیث بیت وسوم: كربلا كعبه كمال‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

من لم یأت قبر الحسین (علیه السلام) حتى یموت كان منتقص الاءیمان منتقص الدین، اءن ادخل الجنة كان دون المؤمنین فیها.

امام صادق (ع) فرمود:

هر كس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد ایمانش نا تمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود.

وسائل الشیعه، ج 10 ص 335

 

حدیث بیست و چهارم: از زیارت تا شهادت‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

لا تدع زیارة الحسین بن على علیهما السلام و مر أصحابك بذلك یمد الله فى عمرك و یزید فى رزقك و یحییك‏ء الله سعیدا و لا تموت الا شهیدا.

امام صادق (ع) فرمود:

زیارت امام حسین علیه السلام را ترك نكن وبه دوستان و یارانت نیز همین را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد كند و خدا تورا با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر شهید.

وسائل الشیعه، چ 10 ص،335

 

حدیث بیست و پنجم: حدیث محبت‏

عن ابى عبد الله قال:

من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین (علیه السلام) وزیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین (علیه السلام) و بغض زیارته.

امام صادق (ع) فرمود:

هر كس كه خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كینه وخشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد.

وسائل الشیعه، ج 10 ص 388، بحار الانوار، ج 98، ص 76

 

حدیث بیست وششم: نشان شیعه بودن‏

قال الصادق (علیه السلام)

من لم یأت قبر الحسین (علیه السلام) و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

كسى كه به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال كند كه شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست واگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود.

كامل الزیارات، ص 193، بحار الانوار، ج 98 ص 4

 

حدیث بیست و هفتم: سكوى معراج‏

قال الصادق (علیه السلام)

من اتى قبر الحسین (علیه السلام) عارفا بحقة كتبه الله عزوجل فى اعلى علیین‏

امام صادق (ع) فرمود:

هر كس كه به زیارت قبر حسین (علیه السلام) نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى‏كند.

من لا یحضره الفقیه، ج 2 ، 581

 

حدیث بیست هشتم: مكتب معرفت‏

قال ابو الحسن موسى بن جعفر(علیه السلام)

أدنى ما یثاب به زائر ابى عبد الله (علیه السلام) بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولایته ان یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.

حضرت امام موسى كاظم (علیه السلام) فرمود:

كمترین ثوابى كه به زائر امام حسین (علیه السلام) در كرانه فرات داده مى‏شود این است كه تمام گناهان مقدم و موخرش بخشوده مى‏شود. بشرط این كه حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد.

مستدرك الوسائل، ج 10 ص 236، به نقل از كامل الزیارات، ص 138

 

حدیث بیست ونهم: همچون زیارت خدا

قال الامام رضا (علیه السلام)

من زار قبر الحسین (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله‏

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

كسى كه قبر امام حسین (علیه السلام) را در كرانه فرات زیارت كند، مثل كسى

است كه خدا را زیارت كرده است.

مستدرك الوسائل، ج 10، ص 250؛ به نقل از كامل‏

 

حدیث سى ام: زیارت عاشورا

قال الصادق (علیه السلام)

من زار الحسین (علیه السلام) یوم عاشورا وجبت له الجنة

امام صادق (ع) فرمود:

هر كس كه امام حسین (علیه السلام) را در روز عاشوار زیارت كند بهشت بر او واجب مى‏شود .

اقبال الاعمال، ص 568

 

حدیث سى ویكم: بالاتر از روسپیدى‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

من باب عند قبر الحسین (علیه السلام) لیلة عاشورا لقى الله یوم القیامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصه كربل

امام صادق (ع) فرمود:

كسى كه شب عاشورا دركنار مرقد امام حسین (علیه السلام) سحر كند روز قیامت در حالى به پیشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در میدان كربلا و دركنار امام حسین علیه السلام كشته شده باشد.

وسائل الشیعه، ج 10، ص 372

 

حدیث سى دوم: نشانه‏هاى ایمان‏

قال ابو محمد الحسن العسكرى (علیه السلام)

علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، و التختم فى الیمین، و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم.

امام حسن عسكرى (علیه السلام) فرمود:

نشانه‏هاى مؤمن پنج چیز است: 1 ـ نمازهاى پنجگانه (*) 2 ـ زیارت اربعین 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.

وسائل الشیعه، ج 10 ص 373 و نیز التهذیب، ج 6 ص 52

 

حدیث سى و سوم: رواق منظر یار

قال رسول الله (ص)

الا و ان الإجابة تحت قبته و الشفاء فى تربته، و الائمة (علیهم السلام) من ولده‏

پیامبر خدا(ص) فرمود:

بدانید كه اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان (علیه السلام) از فرزندان اوست‏

مستدرك الوسائل، ج 10 ص 335

 

حدیث سى و چهارم: تربت و تربیت‏

قال الصادق (علیه السلام)

حنكوا اولادكم بتربة الحسین (ع) فإنها امان‏

امام صادق (ع) فرمود:

كام كودكانتان را با تربت حسین (ع) بردارید چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بیمه مى‏كند .

وسائل الشیعه، ج 10 ص 410

 

حدیث سى و پنجم: بزرگترین دارو

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

فى طین قبر الحسین (علیه السلام) الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر

امام صادق (ع) فرمود:

شفاى هر دردى در تربت قبر حسین (علیه السلام) است و همان است كه بزرگترین داروست.

كامل الزیارات، ص 275 و وسائل الشیعه، ج 10، ص 410

 

حدیث سى و ششم: تربت و هفت حجاب‏

قال الصادق (علیه السلام)

السجود على تربة الحسین (علیه السلام) یخرق الحجب السبع.

امام صادق (ع) فرمود:

سجده بر تربت حسین (علیه السلام) حجابهاى هفتگانه را پاره مى‏كند.

مصباح التمهجد، ص 511، و بحار الانوار، ج 98، ص 135

 

حدیث سى و هفتم، سجده بر تربت عشق‏

كان الصادق (ع) لا یسجد الا على تربة الحسین (ع) تذللا لله و إسكتانة الیه.

رسم حضرت امام صادق (ع) چنین بودكه:

جز بر تربت حسین (ع) به خاك دیگرى سجده نمى‏كرد و این كار را از سر خشوع و

خضوع براى خدا مى‏كرد.

وسائل الشیعه، ج 3، ص .608

 

حدیث سى و هشتم: تسبیح تربت.

قال الصادق (ع)

السجود على طین قبر الحسین (ع) ینور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طین قبر الحسین (ع) كتب مسبحا و ان لم یسبح بها...

امام صادق (ع) فرمود:

سجده بر تربت قبر حسین (ع) تا زمین هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبیحى از خاك مرقد حسین (ع) را با خود داشته باشد، تسبیح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید.

من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 268

وسائل الشیعه، ج 3 ص 608

 

حدیث سى و نهم‏:تربت شفا بخش‏

عن موسى بن جعفر (علیه السلام) قال:

و لا تأخذوا من تربتى شیئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا.

حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حدیثى كه از رحلت خویش خبرى مى‏داد فرمود:

چیزى از خاك قبر من برندارید تا به آن تبرك جویید چراكه خوردن هر خاكى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است.

جامع الاحادیث الشیعه، ج 12، ص .533

 

حدیث چهلم: یكى از چهار نیاز

قال الامام موسى الكاظم (ع)

لا تستغنى شیعتنا عن أربع: خمرة یصلى علیها و خاتم یتختم به و سواك یستاك به و سبحة من طین قبر أبى عبد الله علیه السلام...

حضرت امام موسى بن جعفر (علیه السلام) فرمود:

پیروان ما از چهار چیز بى‏نیاز نیستند:

1 ـ سجاده‏اى كه بر روى آن نماز خوانده شود. 2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد.

3 ـ مسواكى كه با آن دندانها را مسواك كنند. 4 ـ تسبیحى از خاك مرقد

امام حسین (ع) ....

تهذیب الاحكام، ج 6، ص 75

به نقل از http://yaaliakbar.mihanblog.com/post/161

[ شنبه دوازدهم آذر 1390 ] [ 13:24 ] [ علی غلامیان ]
عاشورا در نظر ديگران
 
گاندي، جناح، ديكنز،براون، جرداق، محمود عقاد، طه حسين، طنطاوى و قيام حسين(ع)
 
 
 
 عظمت قيام و اوج فداكارى و ويژگيهاى ديگر امام حسين (ع) و يارانش‏ سبب شده كه شخصيت هاي مشهور، اظهار نظرهاى بسيارى درباره اين نهضت و حماسه آفرينان عاشورا داشته‏باشند.
 


   تأثيرى كه حادثه كربلا و قيام حسين بن على‏(ع‏)بر انديشه مردم جهان،حتى غيرمسلمانان داشته،بسيار است.عظمت قيام و اوج فداكارى و ويژگي هاى ديگر امام و يارانش‏سبب شده كه اظهار نظرهاى بسيارى درباره اين نهضت و حماسه آفرينان عاشورا داشته‏باشند.نقل سخنان همه آن كسان كتاب قطورى مى‏شود.به ويژه كه برخى از نويسندگان‏غير مسلمان به طور مستقل،  درباره اين حادثه كتاب نوشته‏اند.در اينجا تنها تعدادى اندك از اين‏نظرها(از مسلمانان و غير مسلمانان)آورده مى‏شود:

مهاتما گاندى(رهبر استقلال هند) :من زندگى امام حسين،آن شهيد بزرگ اسلام رابه دقت‏خوانده‏ام و توجه كافى به صفحات كربلا نموده‏ام و بر من روشن شده است‏كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد،بايستى از سرمشق امام حسين‏پيروى كند.

محمد على جناح(قاعد اعظم پاكستان) :هيچ نمونه‏اى از شجاعت،بهتر از آنكه امام‏حسين از لحاظ فداكارى و تهور نشان داد در عالم پيدا نمى‏شود.به عقيده من تمام‏مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدى كه خود را در سرزمين عراق قربان كردپيروى نمايند.

چارلز ديكنز(نويسنده معروف انگليسى) :اگر منظور امام حسين جنگ در راه‏خواسته‏هاى دنيايى بود،من نمى‏فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه اوبودند؟پس عقل چنين حكم مى‏نمايد كه او فقط بخاطر اسلام،فداكارى خويش راانجام داد.

توماس كارلايل(فيلسوف و مورخ انگليسى) :بهترين درسى كه از تراژدى كربلامى‏گيريم، اينست كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند.آنها با عمل‏خود روشن كردند كه تفوق عددى در جايى كه حق با باطل روبرو مى‏شود اهميت‏ندارد و پيروزى حسين با وجود اقليتى كه داشت،باعث‏شگفتى من است.

ادوارد براون(مستشرق معروف انگليسى) :آيا قلبى پيدا مى‏شود كه وقتى درباره كربلاسخن مى‏شنود،آغشته با حزن و الم نگردد؟حتى غير مسلمانان نيز نمى‏توانندپاكى روحى را كه در اين جنگ اسلامى در تحت لواى آن انجام گرفت انكار كنند.

فردريك جمس :درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگرى اين است كه در دنيااصول ابدى عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين‏مى‏رساند كه هر گاه كسى براى اين صفات مقاومت كند و بشر در راه آن پافشارى‏نمايد،آن اصول هميشه در دنيا باقى و پايدار خواهد ماند.

ل.م.بويد :در طى قرون،افراد بشر هميشه جرات و پردلى و عظمت روح،بزرگى‏قلب و شهامت روانى را دوست داشته‏اند و در همينهاست كه آزادى و عدالت‏هرگز به نيروى ظلم و فساد تسليم نمى‏شود.اين بود شهامت و اين بود عظمت امام‏حسين.و من مسرورم كه با كسانى كه اين فداكارى عظيم را از جان و دل ثنامى‏گويند شركت كرده‏ام،هر چند كه ۱۳۰۰ سال از تاريخ آن گذشته است.

واشنگتن ايروينگ(مورخ مشهور آمريكايى) :براى امام حسين‏(ع‏)ممكن بود كه‏زندگى خود را با تسليم شدن اراده يزيد نجات بخشد،ليكن مسؤوليت پيشوا ونهضت بخش اسلام اجازه نمى‏داد كه او يزيد را بعنوان خلافت بشناسد.او بزودى‏خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى به منظور رها ساختن اسلام از چنگال‏بنى اميه آماده ساخت.در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روى ريگهاى‏تفتيده عربستان،. .. روح حسين فنا ناپذير است.اى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى‏شهسوار من،اى حسين!

توماس ماساريك :گر چه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح مردم رامتاثر مى‏سازند،ولى آن شور و هيجانى كه در پيروان حسين‏«ع‏»يافت مى‏شود درپيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابرمصائب حسين‏«ع‏»مانند پر كاهى است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.

موريس دوكبرى :در مجالس عزادارى حسين گفته مى‏شود كه حسين،براى حفظشرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه اسلام،از جان و مال و فرزند گذشت وزير بار استعمار و ماجراجويى يزيد نرفت.پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق‏قرار داده،از زيردستى استعمارگران خلاصى يابيم و مرگ با عزت را بر زندگى باذلت ترجيح دهيم.

ماربين آلمانى(خاور شناس) :حسين‏(ع‏)با قربانى كردن عزيزترين افراد خود و بااثبات مظلوميت و حقانيت‏خود،به دنيا درس فداكارى و جانبازى آموخت و نام‏اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت.اين سرباز رشيدعالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگرى پايدار نيست و بناى‏ستم هر چه ظاهرا عظيم و استوار باشد،در برابر حق و حقيقت چون پر كاهى بر بادخواهد رفت.

بنت الشاطى :زينب،خواهر حسين بن على‏(ع‏)لذت پيروزى را در كام ابن زياد وبنى اميه خراب كرد و در جام پيروزى آنان قطرات زهر ريخت،در همه حوادث‏سياسى پس از عاشورا، همچون قيام مختار و عبد الله بن زبير و سقوط دولت‏امويان و برپايى حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيع،زينب قهرمان‏كربلا نقش برانگيزنده داشت.

لياقت على خان(نخستين نخست وزير پاكستان) :اين روز محرم،براى مسلمانان سراسرجهان معنى بزرگى دارد.در اين روز،يكى از حزن آورترين و تراژديك‏ترين وقايع‏اسلام اتفاق افتاد،شهادت حضرت امام حسين‏(ع‏)در عين حزن،نشانه فتح نهايى‏روح واقعى اسلامى بود،زيرا تسليم كامل به اراده الهى به شمار مى‏رفت.اين درس‏به ما مى‏آموزد كه مشكلات و خطرها هر چه باشد،نبايستى ما پروا كنيم و از راه‏حق و عدالت منحرف شويم.

جرج جرداق(دانشمند و اديب مسيحى) :وقتى يزيد،مردم را تشويق به قتل حسين ومامور به خونريزى مى‏كرد،آنها مى‏گفتند:«چه مبلغ مى‏دهى؟»اما انصار حسين به‏او گفتند:ما با تو هستيم.اگر هفتاد بار كشته شويم،باز مى‏خواهيم در ركابت جنگ‏كنيم و كشته شويم.

عباس محمود عقاد(نويسنده و اديب مصرى) :جنبش حسين،يكى از بى نظيرترين‏جنبشهاى تاريخى است كه تاكنون در زمينه دعوتهاى دينى يا نهضتهاى سياسى پديدار گشته است...دولت اموى پس از اين جنبش،به قدر عمر يك انسان طبيعى‏دوام نكرد و از شهادت حسين تا انقراض آنان بيش از شصت و اندى سال نگذشت.

احمد محمود صبحى :اگر چه حسين بن على‏(ع‏)در ميدان نظامى يا سياسى‏شكست‏خورد، اما تاريخ،هرگز شكستى را سراغ ندارد كه مثل خون حسين‏(ع‏)به‏نفع شكست‏خوردگان تمام شده باشد.خون حسين،انقلاب پسر زبير و خروج‏مختار و نهضتهاى ديگر را در پى داشت،تا آنجا كه حكومت اموى ساقط شد ونداى خونخواهى حسين،فريادى شد كه آن تختها و حكومتها را به لرزه درآورد.

آنطون بارا(مسيحى) :اگر حسين از آن ما بود،در هر سرزمينى براى او بيرقى برمى‏افراشتيم و در هر روستايى براى او منبرى بر پا مى‏نموديم و مردم را با نام‏حسين به مسيحيت فرا مى‏خوانديم.

گيبون(مورخ انگليسى) :با آنكه مدتى از واقعه كربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه‏هم وطن نيستيم،مع ذلك مشقات و مشكلاتى كه حضرت حسين‏(ع‏)تحمل‏نموده،احساسات سنگين دل‏ترين خواننده را بر مى‏انگيزد،چندانكه يك نوع‏عطوفت و مهربانى نسبت به آن حضرت در خود مى‏يابد.

نيكلسون(خاورشناس معروف) :بنى اميه،سركش و مستبد بودند،قوانين اسلامى راناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند...و چون تاريخ را بررسى كنيم،گويد: دين بر ضد فرمانفرمايى تشريفاتى قيام كرد و حكومت دينى در مقابل امپراتورى‏ايستادگى نمود.بنابر اين،تاريخ از روى انصاف حكم مى‏كند كه خون حسين‏(ع‏)به‏گردن بنى اميه است.

سر پرسى سايكس(خاور شناس انگليسى) :حقيقتا آن شجاعت و دلاورى كه اين عده‏قليل از خود بروز دادند،به درجه‏اى بوده است كه در تمام اين قرون متمادى هركسى كه آن را شنيد، بى اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود.اين يك مشت مردم‏دلير غيرتمند،مانند مدافعان ترموپيل،نامى بلند غير قابل زوال براى خود تا ابدباقى گذاشتند.

تاملاس توندون(هندو،رئيس سابق كنگره ملى هندوستان) :اين فداكاريهاى عالى از قبيل‏شهادت امام حسين‏(ع‏)،سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطره آن‏شايسته است هميشه باقى بماند و يادآورى شود. محمد زغلول پاشا(در مصر،در تكيه ايرانيان) : حسين‏(ع‏)در اين كار،به واجب دينى وسياسى خود قيام كرده و اينگونه مجالس عزادارى،روح شهامت را در مردم‏پرورش مى‏دهد و مايه قوت اراده آنها در راه حق و حقيقت مى‏گردد.

عبد الرحمان شرقاوى(نويسنده مصرى) :حسين‏(ع‏)،شهيد راه دين و آزادگى است.نه‏تنها شيعه بايد به نام حسين ببالد،بلكه تمام آزاد مردان دنيا بايد به اين نام شريف‏افتخار كنند.

طه حسين(دانشمند و اديب مصرى) :حسين‏(ع‏)براى به دست آوردن فرصت و ازسرگرفتن جهاد و دنبال كردن از جايى كه پدرش رها كرده بود،در آتش شوق‏مى‏سوخت.او زبان را درباره معاويه و عمالش آزاد كرد،تا به حدى كه معاويه‏تهديدش نمود.اما حسين،حزب خود را وادار كرد كه در طرفدارى حق سختگير باشند.

عبد الحميد جودة السحار(نويسنده مصرى) :حسين‏(ع‏)نمى‏توانست با يزيد بيعت كندو به حكومت او تن بدهد،زيرا در آن صورت،بر فسق و فجور،صحه مى‏گذاشت‏و اركان ظلم و طغيان را محكم مى‏كرد و بر فرمانروايى باطل تمكين مى‏نمود.امام‏حسين به اين كارها راضى نمى‏شد،گر چه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود ويارانش كشته شوند.

علامه طنطاوى(دانشمند و فيلسوف مصرى) :(داستان حسينى)عشق آزادگان را به‏فداكارى در راه خدا بر مى‏انگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمارمى‏آورد،چندانكه براى شتاب به قربانگاه،بر يكديگر پيشى جويند.

العبيدى(مفتى موصل) :فاجعه كربلا در تاريخ بشر نادره‏اى است،همچنان كه مسببين‏آن نيز نادره‏اند...حسين بن على‏(ع‏)سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنابر فرمان خداوند در قرآن به زبان پيمبر اكرم وظيفه خويش ديد و از اقدام به آن‏تسامحى نورزيد.هستى خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا كرد و بدين سبب نزدپروردگار،«سرور شهيدان‏»محسوب شد و در تاريخ ايام،«پيشواى اصلاح طلبان‏» به شمار رفت.آرى،به آنچه خواسته بود و بلكه برتر از آن،كامياب گرديد.

 

جمع بندى :

 «از مجموعه گفته‏هاى نقل شده،اين جمع بندى به دست مى‏آيد:

۱-امام حسين‏(ع‏)بدين جهات قيام كرد:به خاطر بقاء و عظمت اسلام و حكومت قرآن،به خاطر مسؤوليت امامت،براى حفظ ناموس و شرف مردم،براى اصلاح‏حال امت،به خاطر امر به معروف و نهى از منكر،به خاطر دفاع از مظلوم و مصالح‏عموم.

۲-وصف قيام او:نهضت امام بر اساس اخلاق و شهامت و مصلحت عامه بود وجهادى به قصد دفع رذيلت و نشر فضيلت به شمار مى‏رفت.

۳-تاثير قيام امام:مردم بيدار شدند،تظاهر به ديانت را به تعمق و ايمان بدل كردند.

۴-اين مكتب به خلق عالم چه آموخت؟ درس اين آموزشگاه،ابدى و اصولى است،از آزادى و عدالت و محبت‏حكايت مى‏كند،پاكى نظر را در مبارزه مى‏آموزد،نحوه‏امتناع از قبول ستم و رد استعمار را نشان مى‏دهد،غيرت،شجاعت،فداكارى،پايدارى در برابر مصيبات و ثبات بر طريق حق را تعليم مى‏دهد،حرمت‏سكوت رادر برابر باطل و فساد،مدلل مى‏سازد و ثابت مى‏كند كه حق و فضيلت،عدل وايمان،در هر شرايطى مى‏توانند بر خودسرى و مكر و ستم و كفر،غلبه يابند.ياران‏صادق امام نيز،بهترين درس ايمان به خدا را به جهانيان آموختند و راه پيروزى‏ملتها را گشودند و نشان دادند كه مؤمنان با كمى تعداد و نيرو،همچنان‏پيروزند...».

به نقل از خبرگزاري فارس ۲۴/۹/۸۹     -http://www.farsnews.com/

[ پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389 ] [ 0:45 ] [ علی غلامیان ]
سخني كوتاه در وصف عاشورا وقيام حسيني       

به مناسبت شب عاشورا

  (شب شهادت امام حسين (ع)واصحاب گران قدر آن حضرت)   

 

امام حسين (ع)

باقيام خونرگ خود

آزادگي

را به بشريت ارزاني نمود.

 

                           

        واقعه ي دردناك صحراي كربلا درعين واقع شدن سخت ترين مصيبت ها بر امام حسين (ع)به عنوان مصداق انسان كامل درروي زمين ،حاوي نتايج ارزشمندي است كه مي توان گفت، مايه ي نجات بشريت از گمراهي گرديده است و به همگان فهماندكه درراه حفظ دين خدا از بذل سرو تن نبايد دريغ نمود و دراين راه هرگز نبايد تسليم حاكمان زر وزور وتزويرشدواين راهي است كه عين پيروزي است اگر چه،درمقاطعي نيز با شكست ظاهري همراه باشد..........وامروزه مي بينيم خون حسين بن علي (ع)درقرن۲۱ ميلادي و۱۴هجري قمري  با گذشت قريب ۱۴۰۰سال هنوز در رگ هاي آزادي خواهان جهان مي جوشد و تاريخ مصرف خاصي براي اين تأثيرگذاري نيست وبراي هميشه ي تاريخ ،اين خون هاي به ناحق ريخته چون مشعلي فروزان فراراه بشريت پرتو افشاني مي كند وهيمنه ي حكومت هاي پوشالي وظالم جهان را درهم مي شكند و به ملت ها ومردم ستمديده ي جهان ،روح اميد وآزادگي مي دهد ونسخه ي مبارزه تاسرحدجان وشهادت درراه خدا را در بين توده ي مردم ترويج مي كند واگر چنين روحيه اي دربين مردم حاكم شود ،درهمه ي شرائط ،پيروزي قطعي است و اين همان جان كلام امام خميني (ره)،بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي است كه فرمودند:ملتي كه شهادت دارد ،اسارت ندارد .

 

 

 

     امام سوم شيعيان نه تنها براي مسلمين واهل تشيع قابل احترام است واحساسات پاك آنان را برمي انگيزد وبه دين خدا فرامي خواند ،بلكه به دليل آن كه  اهداف ،افكار واعمال آن حضرت،  خدايي وبرخاسته از فطرت دروني انسان است ، هر آزاده اي از هر كيش وآئيني را به تحسين وامي داردوبه خود جذب مي كند وانسان ها را عاشق مرام وروش ومنش خويش  مي كند .

      در حدیث است از  رسول خداحضرت محمد (صلی الله علیه و آله) که در سمت راست عرش الهى نوشته شده است:

 « ان الحسین مصباح الهدى و سفینه ‏النجاه؛ به درستى که حسین(علیه السلام) مصباح هدایت و کشتى نجات است» 

    آري به راستي كه حسين بن علي (ع) ،همان مشعل فروزان وكشتي نجات براي بشريت است كه براي هميشه اين نقش را به خوبي ايفاء مي كند چرا كه عاشورا جغرافيا ومرزي نمي شناسد وباید همه روز ها را «عاشورا» وهمه سرزمين ها را كربلا دید  وبه اقتباس از آن قيام مقدس برعليه جور زمان قيام نمود.این است راز ماندگاری ابا عبدالله الحسین(ع)وقیام عاشورا . 

  (فرهنگ عاشورا به نقل از سفینة‏البحار، ج ۱، ص ۲۵۷ و ناسخ التواریخ - اشک روان بر امیر کاروان به نقل از (بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۲۰۵)

 

 

السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ

وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين 

[ چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389 ] [ 23:55 ] [ علی غلامیان ]

 

       «السلام عليك يااباعبدالله الحسين 

    وعلي الارواح التي حلت بفنائك »

                                       

چندحديث از وجود نوراني

حضرت امام حسين (عليه السلام ):

 

 امام حسين (ع):

   فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی
به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم.    «تحف العقول ، ص 245»

 

امام حسين (ع):

مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِی
هر که خدا را، آن‌گونه که سزاوار اوست، بندگی کند، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا مي کند.       «بحار الأنوار، ج 71، ص 183»

امام حسين (ع):

إنَّ أجوَدَ النَّاسِ مَن أعطیَ مَن لا یرجُو.
بخشنده‌ترین مردم کسی است که به آنکه چشم امید به او نبسته، بخشش ‌کند.                      «کشف ‌الغمّة، ج2، ص239 »

 

امام حسين (ع):
 

مَن حاوَلَ أمراً بِمَعصِيةِ الله كان أفوتُ لما يَرجُوا و أسرَع لما یحذَر ؛
كسي كه بخواهد از راه گناه به مقصدي برسد ، ديرتر به آرزويش مي رسد و زودتر به آنچه مي ترسد گرفتار مي شود .

«بحار الانوار، ج 78، ص120 »

امام حسين (ع): 

  أنَا قَتیلُ العَبَرَةِ لايَذكُرُنی مُؤمِنٌ إلّا استَعبَرَ
من کشته اشکم ؛ هر مؤمنى مرا یاد کند ، اشکش روان شود
                                                 «کامل الزیارات ، ص 215»
 
 
عکس عزاداری عاشقان حسین (ع)
عزاداری،سينه زني و زنجيرزني دررثاي حضرت ابي عبدالله الحسين (ع)
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
سلام و رحمت خدا برعزاداران امام حسین(ع)
  
 
 
احادیث به نقل از :http://www.aviny.com
[ دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 ] [ 19:0 ] [ علی غلامیان ]

 

حسين(ع) حسين(ع)حسين(ع) حسين(ع)حسين(ع) حسين(ع)

حسين(ع) حسين(ع)حسين(ع) حسين(ع)حسين(ع) حسين(ع)

حسين(ع) حسين(ع)حسين(ع) حسين(ع)حسين(ع) حسين(ع)

 دل نوشته محرم

 

السلام علي الحســـين

 

وعلي علي بن الحسين

 

وعلي اولاد الحســــــين

 

وعلي اصحاب الحســـين

 

 

 

    مقدمه :

      خون پاك امام حسين(ع) واصحاب گرانقدرآن حضرت كه درصحراي كربلا برزمين ريخته شد ،آغاز گر حركتي ارزشمند درمبارزه با باطل شد وتا قيام قيامت، حقانيت دين مبين اسلام را به اثبات رساند وبه همگان ثابت كرد كه اسلام همان تسليم خدا شدن وسردربرابر طاغوت فرود نياوردن است، مرگ با عزت به مراتب بهتر از زندگي باذلت است ونبايد به هيچ بهانه اي سردربرابر طاغوت فرود آورد. 

     درواقعه ي عاشورا ،گرچه خون هاي امام حسين(ع) واصحاب گرانقدرش درراه دفاع از دين خدا برزمين ريخته شد ،اما امروزه ،گذشت 14قرن نيز نتوانسته است از تأثيرگذاري محرم ،عاشورا ،كربلا ،ونام وياد امام حسين (ع)ويارا نش بكاهد واز هدايتگري نهضت عاشورا به دين  الهي ذره اي كم نمايد  واين نقش آفريني نه تنها درقرن14هجري قمري ( قرن۲۱ ميلادي) ،بلكه تا قيام قيامت وتا دنيا دنياست ،پابرجاست .

   مي داني چرا؟؟؟؟؟

چرا اين همه ياد حسين(ع)دردل ها اعجاز آفريني مي كند ؟؟؟؟

.......حتماً اسراري دارد وگرنه اگر صرفاْمسأله ی از دست دادن جان انسانی پاک درمیان باشد واهداف آرماني وظرافت های دیگري درکار نباشد،بايد بگوئيم  درطول تاريخ ،انسان هاي زيادي وحتي مظلوم  وبي گناه ،به وضع هاي مختلف وبا بي رحمانه ترين شيوه ها، جان خودرا از دست داده اند ،اما گذشت زمان هرگز نتوانسته است، موقعيتي ممتاز نظير واقعه عاشورا را براي اين گونه اشخاص وافراد بيافريند .براستي چه رازي دربين است؟

 

نمونه ای از عزاداری درسوگ حضرت اباعبدالله الحسین (ع)درایران اسلامی ودرسالهای اخیر:

      آري.......امام حسين (ع)منحصربه فرد است وتأثير قيام او به وسعت كل تاريخ است ،چون آن امام معصوم (ع)،آگاهانه با نيت پاك وخدايي،در ادامه ي راه نوراني تمامي  پيامبران الهي از حضرت آدم (ع)تا حضرت خاتم (ص) ،درجريان يك نبرد نابرابر بين لشكر حق وباطل با دلی مالامال از عشق به خدا ،«هست »خود را  فداي معبود خويش نمود تا درپرتو امربه معروف ونهی از منکر به دين خدا حياتي ابدي ببخشد ...... واز اين جهت است كه اين همه «اعجاز خون مطهر امام حسين(ع)واصحاب باوفايش»، عجيب نيست ،بلكه ريشه دراهداف والا ،مقدس وخدايي آن دارد وچون هدف اين قيام ،جلب رضايت وجود مقدس خداي تعالي بوده است وبس ،لذا ،تأثيرگذاري آن نيز همانند وجود اقدس الهي درگرو زمان ومكان خاصي نيست وتا هميشه اين خون پاك درجوشش وغليان است ودررگ هاي همه ي آزادي خواهان عالم مي جنبد.حال ببينيم اهداف مقدس و والاي قيام حسيني (ع)چيست واز كجا نشأت گرفته است :

 

برخي از اهداف قيام امام حسين (ع):

 براي درك اهداف قيام امام حسين (ع)بهتر از هرچيزي اين است كه از زبان مبارك خود حضرت ،اين اهداف را جويا شويم كه به حقيقت موضوع نزديك تر شويم .

     حضرت امام حسين ـ عليه السّلام ـ پيش از حركت از مدينه، در وصيّت خويش خطاب به محمد بن حنفيه بيان كرده‌اند، امام ـ عليه السّلام ـ گفتند: من نه از روي خودخواهي و سركشي و هوسراني از مدينه خارج مي‎گردم و نه براي ايجاد فساد و ستمگري، بلكه هدف از اين حركتم، اصلاح مفاسد امّت جدّم و ديگر منظورم، امر به معروف و نهي از منكر است، و مي‎خواهم سيرة جدّم پيامبر و پدرم علي بن ابيطالب را در پيش بگيرم.{مجلسي محمد باقر، بحار الانوار، ج 44، مكتبه الاسلاميه، تهران، 1393هجري، چاپ اوّل، ص 329.}

   اما عواملي ديگر مثل بيعت گرفتن براي يزيد و تحت فشار قرار دادن امام و دعوت مردم كوفه از امام حسين ـ عليه السّلام ـ و غيره از جمله عواملي بوده‎اند كه باعث سرعت بخشيدن به قيام عاشورا شده‎اند و اگر اين عوامل هم نمي‎بود باز امام ـ عليه السّلام ـ انساني نبودند كه ساكت بنشيند و نسبت به خلافت كسي مثل يزيد هيچ عكس العملي از خود نشان ندهند. زيرا امام فرمودند: اگر در دنيا پناهگاهي هم نباشد من با يزيد بيعت نخواهم كرد.{ ترجمه نفس العموم، شيخ عباس قمي، ؟؟ شيخ محمد باقر كمره‎اي، نشر مسجد جمكران، قم، چاپ 5، 1374، ص 98}

 

پس مي توان گفت برخي از مهمترين اهداف قيام امام حسين (ع)عبارتند از :

1-اصلاح مفاسد امّت اسلامي

2-امربه معروف ونهي از منكر

3-پيروي از سيره  پيامبر (ص)وعلي (ع)

 

     پس سرها و جان هاي مؤمنين وآزادگان عالم ،فداي حضرت ثارالله ،همو كه اسلام باخون مطهرش براي هميشه ي تاريخ احياءگرديد وچنان قوتي يافت كه  ديگر با هيچ طوفاتي گزند نخواهد ديد ..........

 

 منبع :

۱-روابط عمومی درقرن۲۱ -علی غلامیان -http://ravabetmodern.blogfa.com/

۲-نهاد نمایندگی ولی فقیه دردانشگاه شهید بهشتی -http://nahadsbmu.ir

 

IMAMHOSAINIMAMHOSAIN_IMAMHOSAINIMAMHOSAIN_IMAMHOSAIN

IMAMHOSAINIMAMHOSAIN_IMAMHOSAINIMAMHOSAIN_IMAMHOSAIN

 IMAMHOSAINIMAMHOSAIN_IMAMHOSAINIMAMHOSAIN_IMAMHOSAIN

[ پنجشنبه هجدهم آذر 1389 ] [ 23:25 ] [ علی غلامیان ]

 

حضرت امام حسين (ع)

از منظر انديشمندان مسيحي

 

   اندیشه  - تأثیر قیام عاشورا بر اندیشه مردم جهان، حتی غیرمسلمانان بسیار گسترده است. عظمت قیام عاشورا و اوج فداکاری امام حسین علیه‌السلام و یارانش سبب شده است که بسیاری از اندیشمندان و صاحب‌نظران غیرمسلمان درباره این نهضت و حماسه‌آفرینان آن مقالات متعددی به رشته تحریر درآورند و یا سخنانی در این‌باره ایراد نمایند. در این نوشتار کوتاه برآنیم که بصورت مختصر به برخی از آنها اشاره نماییم:

 

نظر برخی از دانشمندان مسیحی درمورد واقعه عاشورا وامام حسین(ع):

چارلز دیکنز (نویسنده معروف انگلیسی): اگر منظور امام حسین علیه‌السلام جنگ در راه خواسته‌های دنیایی بود، من نمی‌فهمم چرا خواهران و زنان و کودکانش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می‌نماید که او فقط به خاطر اسلام، فداکاری کرد.


ادوارد براون (مستشرق معروف انگلیسی): آیا قلبی پیدا می‌شود که وقتی درباره کربلا سخن می‌شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتی غیرمسلمانان نیز نمی‌توانند پاکی روحی را که این جنگ اسلامی تحت لوای آن انجام گرفت انکار کنند.


واشنگتن ایرونیگ (مورخ مشهور آمریکایی): برای امام حسین علیه‌السلام ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن بر اراده یزید نجات بخشد، لیکن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی‌داد که او با یزید به عنوان خلیفه بیعت کند، لذا او خود را برای قبول در دشواری و مصیبت به منظور رهاساختن اسلام از چنگال بنی‌امیه آماده ساخت.
ماربین (خاورشناس آلمانی): حسین علیه‌السلام با قربانی کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود، به دنیا درس فداکاری و جانبازی آموخت.او نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت کرد و در عالم بلند آوازه ساخت. این سردار رشید عالم اسلام به مردم دنیا نشان داد که ظلم و بیداد پایدار نیست و بنای ستم هرچند ظاهراً عظیم و استوار باشد، در برابر حق و حقیقت چون پر کاهی بر باد خواهد رفت.

سرپرسی سایکس (خاورشناس انگلیسی): حقیقتاً آن شجاعت و دلاوری که این عده قلیل از خود به نمایش گذاشتند به درجه‌ای بوده است که در تمام این قرون متمادی هرکسی که آن را شنید، بی‌اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود.

آنطون بارا (نویسنده مسیحی): اگر حسین از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی برمی‌افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری برپا می‌نمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا می‌خواندیم.

گیبون (مورخ معروف انگلیسی): با آنکه مدتی از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب آن واقعه هموطن نیستیم، لیکن مصائبی که حضرت حسین علیه‌السلام تحمل کرده است، احساسات سنگدل‌ترین خواننده را برمی‌انگیزد. چنانکه یک نوع عطوفت و مهربانی نسبت به آن حضرت درخود می‌یابد.

منابع مقاله:
1. درسی که حسین(ع) به انسان‌ها آموخت: شهید هاشمی‌نژاد
2. رهبر آزادگان: رجب‌علی مظلومی
3. حسین(ع) پیشوای انسان‌ها، محمود اکبرزاده

{ به نقل از خبرآنلاين ۴دي ۱۳۸۸- کد مطلب: 32445-زمان انتشار: جمعه 4 دی 1388 - 17:15:50}

 

[ دوشنبه هفتم دی 1388 ] [ 23:32 ] [ علی غلامیان ]
 

 

گريه برامام حسين (ع)

 ارزش آفرين واحياءكننده ي دلهاست .

يا حسين -ياحسين -ياحسين -ياحسين -يا حسين -يا حسين -يا حسين -يا حسين

      حسين ،حسين،حسين ،حسين ،حسين،حسين ،حسين ،حسين،حسين ،حسين ،حسين،حسين ،حسين ،حسين،

لبيك يا حسين ،لبيك يا حسين ،لبيك يا حسين ،لبيك يا حسين ،لبيك يا حسين ،لبيك يا حسين ،لبيك يا حسين

         مقدمه :

     گريه وخنده بخشي از وجود ماست و هردوي آن ها براي ما لازم وضروريست .«خنده»،عكس العمل مسائل مورد رضايت ما و«گريه»،بازتاب ناآرامي های ماست كه ممكن است دلائل مختلفي داشته باشند .اما نکته ای که دراین مورد اهمیت دارد ومرتبط با اين بحث مي باشد ،انگيزه گريه كردن است .گاهي وقت ها گريه از روي خبر و رويدادي شادي آفرين است كه باور آن براي ما بسيار سخت است وبي اختيار اشك شوق را درمي آورد،گاهي هم گريه كردن وسيله خام كردن ديگران است وبه اصطلاح نمايشي فريبنده است كه تطابقي با درون انسان ندارد،گاهي وقت ها اشك ما از احساس ضعف وناتواني درمواجهه با وقايع ورويدادهاي زندگي است .زماني ديگر گريه ما از روي مسائل شخصي وبه علت از دست دادن بخشي از داشته هاي ما اتفاق مي افتد .زماني ديگر گريه هاي ما از روي احساس گناه وكوتاهي دربرابر خداست و برخي اوقات از روي ديدن ظلم وستم بر همنوعان است كه عكس العمل طبيعي انسان هاي متعادل وپاك است .بنابراين خنده وگريه حساب وكتابي دارد وكسي كه از گريه كردن ويا خنده به موقع بي بهره است ،بنا به گواهي اهل علم وفن ،از تعادل جسمي وعاطفي برخوردارنيست .درمورد گريه هم بايد دانست ،برخي از اشك ها وگريه ها عبادت است وبراي وجود ما ارزش آفرين است،چون با فطرت  سازگاراست ونشان از بيداري و دل زنده بودن ما دارد ومظهر ونمايانگر روح لطيف ماست.

 دين واعتقاد ما ناشي از چيست ؟؟؟؟

      خداوند تبارك وتعالي با فرستادن حضرت محمد (ص)به عنوان آخرین وبزرگترین پیامبرالهی ،دين اسلام را دين كامل براي بشريت معرفي كرد كه ديگر هيچ ديني درنزد خدا پس از آن پذيرفته نخواهد شد.پس از ۲۳ سال پيامبري حضرت محمد (ص)،به امر خدا ،«نبوت» به سلسله ي نوراني« امامت »منتقل شد و۱۲جانشین پیامبراعظم صلی الله علیه وآله ،به عنوان راهنمايان بشريت هستند كه اولين آنان حضرت علي عليه السلام وآخرين امام از امامان بزرگوار ،حضرت ولي عصر ارواحنا له الفداء مي باشدكه نُهمين امام از ذريه ي پاك امام حسين (ع)است و از سال ۳۲۹هجري قمري بنا به مشيت الهي در غيبت كبراست ودرحال حاضر ،ولي امر ماست وروزي به امر خدا ظهور مي كند و با برافراشتن پرچم توحيد ،دين خدا را بر سراسر عالم حاكم مي كند .

   هركسي كه مسلمان است، بايد نبوت وامامت را بشناسد وبه آن ها يقين كامل قلبي داشته باشد تا مسائل واحكام ديگر برايش ابهام انگيز نشود ،يعني بابد قبل از پرداختن به فروع دين (نماز ،روزه ،خمس ،زكات،حج ،جهاد ،امربه معروف،نهي از منكر ،تولي وتبري) ،به اصول دين ومذهب (توحيد ،نبوت ،معاد ،عدل وامامت) معتقد باشد .پس، باید قبل از پرداختن به بحث احكام ومسائل ديني ودانستن فلسفه ی اعمال وعبادات،آگاهی ودرک درستی از جهان بيني وايدئولوژي داشته باشیم ،تا درمواجهه با شُبهه وابهام ،دليلي براي پايداري بردين خدا داشته باشيم  وخدا پرستي دروجودمان دروني گرددوهيچ عامل وحادثه اي نتواند مارا از مسير ايمان به مبدأومعاد منحرف سازد .

  محبت ما به معصومين عليهم السلام ،ريشه دردين ما دارد :

     اظهار محبت به حضرت محمد (ص)وامامان پس از ايشان ،ريشه دردين ما دارد .اگر به اصول دين نظري بيفكنيم ،مي بينيم كه اعتقاد به نبوت وامامت وعشق ورزي به پيامبر وامامان ،جز اصول دين ما شيعيان است واگر به فروع دين توجه كنيم ،درخواهيم يافت كه تولي(دوستي با دوستان خدا )و تبري (دشمني با دشمنان خدا)خيلي از مسئوليت ها را متوجه مسلمانان  مي كند .بايد با دوستان خدا دوست بود وبه آنان محبت وعشق ورزيد وبادشمنان خدا دشمن بود وازآنان اعلام برائت ،نفرت وانزجار نمود .

 

چرا برحسين بن علي (ع)گريه مي كنيم ؟

   ممكن است گاهي باخود بينديشيم كه چرا برامام حسين (عليه السلام) گريه مي كنيم ؟ درپاسخ به چنين سئوالي بايد دانست كه گريه بر مصائب اهل بيت (عليهم السلام )،خصوصاً امام سوم شيعيان ،حضرت سيدالشهداء (عليه السلام) كه براي حفظ دين اسلام قيام كرد، زير بار ظلم وستم نرفت و به همه ی بشريت درطول تاريخ درس عملي ستم ستيزي داد،به دوفريضه ی مهم «تولي» و«تبري» برمي گردد.اظهار دوستي با امام حسین (ع) كه هست خود را فداي دين خدا كرده است،تا دين خدا، نيست نگردد،وظيفه ی ديني ماست ونياز به دليل وبرهان ندارد، چرا كه كار دل است وبايد خدارابرآن شكر گفت وهمین اظهار ارادت قلبی که با گریه برمصائب آن حضرت همراه می گردد،درحكم تأييد قلبي و الگو سازي روش ومنش حسيني براي ماست وبه اندوخته اي ارزشمند براي تأسي به آن حضرت و انجام اقدام حسين گونه درطول زندگي منتهي مي شود و بنابه فرموده ي حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه وآله) كه پيشاپيش از واقعه ي شهادت حضرت امام حسين (عليه السلام )خبرداده بود،عشق حسيني ،دردلهاي مؤمنين نقش بسته است  :

پیامبراکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

 «ان لقتل الحسین علیه السلام حرارة فى قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا." -همانا براى شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‏شود. (جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص556)»

   بنابراين،اگر خداوندمتعال به ماعنايتي مي كند كه درمجالس عزاداري وروضه اي كه به نام امام حسين(ع) منعقد مي شود، با شنيدن نام حسين بن علي (ع)،كربلا،ماه محرم ،علي اكبر(ع)،علي اصغر(ع) ،حضرت ابوالفضل (ع)،كاروان اسيران كربلا،تاسوعا وعاشوراي حسيني،دچار حزن واندوه مي شويم و بي اختيار گريه مي كنيم ،به دليل عشق وشور حسيني نهفته دردل هاي ماست وبايستي برخود بباليم كه محبت دوستان خدا را در دل داريم. محبت حسين بن علي (ع)، دردلهاي شیعیان است .گريه برمصائب حضرت امام حسين (ع)كه براي حفظ دين خداشهيد شده ،مصداق عملي «تولي-دوستي با دوستان خدا»،به عنوان یکی از فریضه های فروع دین اسلام است وابراز انزجار از قاتلان امام حسین (ع)وظالمان صدراسلام نیز به منزله ی پایبندی به فریضه ی دیگری از دین خدا یعنی «تبری -بیزاری جستن از دشمنان خدا» محسوب می شود و علاوه بر آن گریه بر حسین بن علی(ع) ،پاسداشت فریضه های « امربه معروف»و«نهی از منکر»است .چون امام حسين (ع)، «شهید امربه معروف ونهی از منکر»است ودر روایات متعددآمده است که آن حضرت ،حتی درروز عاشورا قبل ازآغاز نبرد،خطبه اي هدایتگر براي سپاه دشمن خوانده است.درظهر عاشورا نيز باسپاهيانش، نبرد را به حالتي نيمه آماده نگه داشته وبه نماز جماعت اول وقت روي آورده است .به هنگامي كه به نهر آب دست پيدا مي كند،دشمنان را از آب منع نكرده است .آيا اين ها مظاهر امربه معروف ونهي از منكر درشرائط سخت نيست؟؟!!

    حسين بن علي(ع)، به بشريت فهماند كه دين خدا فقط براي روزهاي شادي وآسايش نيست وبايد درزمان سختي هم تاسرحد جان ،حامي دين خدا بود وسستي وزبوني را به خود راه نداد.عاشورا، تابلوي فشرده ي  خداشناسي ودينداري وامام حسین (ع)آموزگار بزرگ بشریت است واگر بر مصائب امام حسين گريه مي كنيم ،دليل آن اينست كه معتقديم امام حسين (ع)حق بودوهدفی جز هدایتگری مردم به سوي خداپرستي و تداوم سنت وسيره ي پیامبراکرم (ص)نداشت ونبايد،بدون كوچكترين تقصيري، مورد كينه وغضب ستمكاران قرار مي گرفت وبا بي رحمي تمام كشته مي شد ونبايد با اهل بيت پيامبر (ص)رفتارهاي ستمگرانه صورت مي گرفت.با چنين نگرشي به واقعه ي تلخ صحراي كربلا،درمي يابيم كه بايد از صميم قلب به عقيده ومرام پاك امام حسين (ع)ويارانش ايمان داشت ودراين مسير ،بديهي است كه متأثر شويم وبا قافله ي حق جويان همدردي نماييم .گريه برمصائب عاشورا ،اوج طرفداري از جبهه ي حق وخداپرستي است و ايمان را درقلب ما شعله ور مي سازد وبراي رويارويي با حوادث مشابه در زمان هاي مختلف آگاه مي كند وبه ما مي فهماند كه بايد حسيني بود و هرروزي عاشورا وهرسرزميني كربلاست واز همه مهمتر آن كه فرمان خدا به عنوان دوستي با دوستان خدا را به جاي مي آوريم.آيا جزاين است كه دوست انسان بايد درشادي هايش ،شاد ودرمصيبت هايش    غمگين باشد تا اورا يك دوست ومحب واقعي به حساب آورد؟؟؟!! واگر برقاتلان امام حسين(ع) لعنت مي فرستيم، معتقديم كه آنها باطل هستند ودرحق انبياء واوصياء الهي جفا كردند وراه و روش آنان نيز بايد تقبيح گردد،تا همچنان براي هميشه ي تاريخ ،ستم وستمكار ،آبرويي نداشته باشد وبايد ازآن ستمكاران ومشابهان آنان درهرزماني بيزاري بجوييم واز همه مهمتر آنكه به حكم ديگري از خداوند، به نام «تبري-بيزاري جستن از دشمنان خدا »عمل مي كنيم وبه اين وسيله، به خدا نزديك مي شويم .همين پيوندي كه بين دل هاي ما ودلهاي گروه حق درصحنه ي عاشورا برقرارمي شود،بزرگترين دستاورد عزاداري هاي ماوعمل به فريضه ي تولي وتبري است و بايدآن را در عصري كه درآن زندگي مي كنيم نيز سرايت بدهيم وبدانيم كه بايد طرفدارحق بود، اگرچه حاميان آن اندك باشند وبايد ضمن آنکه درحق ديگران ستم روانداريم،از ستمگران نيز بيزار باشيم .از ديگر دستاوردهاي ديگر گريه برامام حسين ،دريافت مفهوم عملي جهاد است. «جهاد في سبيل الله» كه يكي از فروع دين ماست ،به طور كامل درواقعه ي عاشورا نمود يافت و برهمگان معلوم كرد كه جهاد فقط تا سرحد قدرت ظاهري نيست ،بلكه بايد تن به ذلت وخواري نداد،ظلم پذير نبود ودرمواقعي كه دين خدا درخطرباشد، بايستي نداي «هيهات من الذله »حسینی را سرداد.

ارزش اشک ریختن درعزای حسینی :

     امام رضا علیه السلام فرمود:

" من کان یوم عاشورا یوم مصیبته و حزنه و بکائه جعل الله عزوجل یوم القیامة یوم فرحه و سروره. 
هر کس که عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه‏اش باشد، خداوند روز قیامت را براى او روز شادى و سرور قرار مى‏دهد. (بحارالانوار،ج ۴۴، ص۲۸۴)"

    اشک ریختن درعزای حسینی، موهبتی الهی است که نیاز به ظاهرسازی نداردوبرای آن ثواب فراوانی ذکر شده است،اما نكته اي كه بايد مورد نظر ما باشد آن است كه شركت درعزاداري هاي ما از روي قصد «قربة الي الله» باشد وپيوندي بين ما وجبهه ي حق درصحنه ي عاشورا برقرار كند ومارامتوجه نمايد كه راه حسين بن علي(ع)، همان ادامه ي مسير جبهه حق درطول تاريخ ودرتداوم راه روشن تمام پيامبران است ومارا به تجديدنظر دركارهايمان وادارد واگر چنين اتفاقي درما به وجود آيد ،اشك ما اشك مقدس و با ارزش عبادت است ،چون زنده كننده ي دل است ومارا به عمل درراستاي نهضت حسيني وامي دارد . 

   گريه برحسين بن علي (ع)،نياز روح ما براي تجلي عشق به نبوت وامامت وتفسير «تولي» ،«تبري» ،«امربه معروف» و«نهي از منكر» و«جهاد »است و بهترين فرصت براي تجليل از ايثارگران و ايجاد نفرت از ظالمان تاريخ است .اما بايد دانست كه اگر اين اشك ها باعمل همراه نشود وبا تطبيق زماني تأييد نگردد،باعث بهره مندي از اجرهاي گريه كنندگان برامام حسين (ع) نمي شود .

    واين را نيز بدانيم كه باید ضمن فرهنگ سازی برای تبیین فرهنگ عاشورایی وجلوگیری از انحرافات درعزاداری ها ،هرگز هيچ كسي را حتي اگر با ظاهرسازي ولغزش هايي هم درمراسم عزاداري شركت مي كند،از گريه برامام حسين (ع)باز نداريم وسرزنش نكنيم ،وسنت های دیرین مبتنی برعشق به امام حسین (ع)را به بهانه ی روشنفکری زیرسئوال نبریم ،زيرا اگر با شور وشعور حسيني مردم مبارزه كنيم،درهم خواهيم شكست وچه بسا عشق حسيني دروجود همان هايي كه برآن ها خُرده مي گيريم كارساز تر باشد و دراين مورد بايد كارفرهنگي صورت بگيرد واز توطئه ي دشمنان دين خدا در اقصي نقاط جهان نيز نبايد عافل شد كه با انديشه هاي پوچ وجهان بيني مادي گرايانه، مي خواهند فلسفه ي گريه برحسين(ع) واصحاب گرامي آن حضرت را تفسيركنند ويا آگاهانه مي خواهندآن را زير سئوال ببرند كه بايد نسل آينده ساز ما،دليل كافي براي مواجهه با اين قبيل افرادمُلحد وكج انديش را داشته باشند . 

  نتيجه :

    حضرت امام حسين (ع)درحالي از جان خويش گذشت كه مي دانست با كوتاه آمدن دربرابر يزيد شراب خوار وفاسدوتن دادن به آن حكومت ،نامي از دين خدا باقي نخواهد ماند .امام حسين عليه السلام قرباني راه دين خدا شد تا رسالت ۱۲۴۰۰۰پيامبر الهي ناتمام نماندوبه همين لحاظ مي تون گفت كه امام حسين (ع)بر همه ي بشريت حق دارد وگريه برآن حضرت، داراي ارزش فراواني درنزد خداست ،اما  عزاداري حسيني زماني واجد ارزش وعامل تعالي روح مي شود كه به قصد قربت الهي ودر راستاي «تولي» و«تبري» باشد و«امربه معروف»،«نهي از منكر» ،«جهاد» وسايراركان دين را درانسان بازيابي نماید و اشك ريختن وناله سردادني واجد ارزش است كه مقدس،ارزش آفرين وتوأم باشعور باشد وبه حفظ دين خدا و مرور درس هاي اخلاقي وانساني دروجود انسان منتهي شود .

   نكته اي كه بسيار حائز اهميت است آن است كه دشمنان خدا از روشنگري امام حسين (ع)درطول سال هاي سال وحشت داشته ودارند ومي خواهند شُبهه افكني كنند و اين قبيل عشق قلبي وتوسلات به ائمه معصومين (عليهم السلام) را با جهان بيني پوچ وماديگرايانه خود توجيه وتبيين كنند. وظيفه ي ما هوشياري كامل دربرابر اين حربه هاي زنگار گرفته است و بايد بدانيم كه  دشمنان دين خدارا  هرگز  به درك عظمت عزاي حسيني راهي نيست وخداي بزرگ دينش را حفظ مي كندوحتي اگر ماهم كوتاهي كنيم،بندگاني ديگر ، به دين خدا خدمت خواهند كرد وندامت دنياو آخرت براي ما باقي خواهد ماند وبهترين مصداق براي عشق جاوداني به امام حسين (ع)،گذشت نزديك ۱۴۰۰سال از واقعه ي عاشورا ست كه دوستداران حسين بن علي (ع)،حرارت عشق حسيني را كه رسول خدا (ص)از آن ياد كرده است ،دردل هاي خود مي يابند و روزبه روز برمحبت مردم نسبت به حسين بي علي عليه السلام وراه روشن او افزوده مي شود .

  پس سلام  بر حسين بن علي ،علي بن الحسين ،اولاد مطهر ويارانش و سلام برعاشقان اباعبدالله (ع) كه دل درگرو ياد حسيني دارند واز اين طريق درپي راه سعادت وكمالند .   

  منابع :

۱-حماسه حسيني ،شهيد مطهري ،ج۲،۱و۳،انتشارات صدرا

۲-مقاله نقش امام حسين (ع)دراحياء امربه معروف ونهي از منكر ،علي غلاميان - http://ravabetmodern.blogfa.com/

 ۳-وب سايت كتابخانه كانون اسلامي انصار -http://www.kanoon-ansar.net/

                                                                             

[ شنبه پنجم دی 1388 ] [ 0:33 ] [ علی غلامیان ]
 

درس هایی از

مکتب حسینی

 

                  

«دل نوشته ی ماه محرم »

 

     امام حسین (علیه السلام )، کشتی نجات بشریت است که دین اسلام را ،حیاتی جاویدان بخشید وبرای همیشه باخون سرخ خویش، خط فاصله ای بین حق وباطل کشید.نهضت حسینی تابلوی تمام نمای حق وعدالت است که به همگان فهماند ، «خون برشمشیر» و«حق برباطل» پیروز است و اگر عشق به خدا وحفظ دین وارزش های الهی درمیان باشد ،باید از سر وتن گذشت ،تا انسانیت،آزادگی و دین خدا باقی بماند وآیندگان راه را به خطا نروند .امام حسین (ع)،برای احیاء دین خدا وجلوگیری از خطر انحراف ،آگاهانه جان خویش را تقدیم کرد ،اما حاضر نشد با حکومت یزید ویزیدیان  که کمر به نابودی شریعت بسته بودند وآشکارا فسق وفجور راپیشه خود ساخته بودند، بیعت نماید .خون مطهر حسین (ع)برای همیشه  در رگ های تاریخ، حیات وبالندگی تزریق می کند و درس عملی حق وباطل شناسی می دهد .

   به راستی که همه ی بشریت وامدار حسین بن علی (ع) وقیام خونرگ  اویند ونهضت عاشورا ،مرز،زمان ومکان نمی شناسد وبه همگان آموخت که  هرزمینی «کربلا »وهرروزی «عاشورا»ست وباید به تناسب زمان ،بابصیرت دینی واجتماعی راه حق وباطل را ازهم شناخت و برای این کار مهم ،باید از قرآن وعترت مطهر،یک لحظه هم جدا نشد تا درپرتو  هدایت الهی ،راه کمال را بیابیم وبه سعادت ونیکبختی دنیا و آخرت نائل گردیم .

 

       ایام محرم ،فرصتی بسیار استثنایی برای ماست که خودرابیابیم ومقایسه ای بین خود و راه روشن حق وحقیقت انجام دهیم که بدانیم کجای کاریم وبا توسل به سید وسالار شهیدان ،حضرت حسین بن علی (ع)پیوندی عمیق به دین  ومعنویت بزنیم و بر قاتلان حسین (ع)وامثال آن ها درزمان خود، «لعنت »وبر  امام حسین (ع)، اجداد مطهرش، اصحاب واولادش وپیروان آنان درزمان حاضر، «درود ورحمت» بفرستیم وهمین خودیابی وتطبیق زمانی ، بهترین درس عملی برای حفظ ارزش ها ومعنویت است وبرای همین است که حضرت امام خمینی (ره)می فرمایند:«محرم وصفر را زنده نگهدارید که هرچه داریم از محرم وصفراست .»پس برماست که درمکتب مقدس حسینی ،ادامه دهنده ی سیره ی معصومین (علیهم السلام) باشیم تا از مسیر هدایت وصراط مستقیم الهی منحرف نشویم واز همین روست که امام حسین (ع)درکلام حضرت رسول اکرم (ص)،به عنوان «چراغ هدایت» و«کشتی نجات» نامیده شده است:(ان الحسین مصباح الهدی والسفینه النجاه).....

     وکلام آخر اینکه،چه خوب است، ضمن اهتمام جدی برای شرکت درمجالس عزاداری امام حسین(ع)واشک ریختن درمصیبت جانکاه شهادت آن امام هُمام ،درفلسفه ی قیام حسینی تدبرنماییم و از خدای بزرگ بخواهیم مارا از محبان وپیروان حقیقی امام حسین (ع) واهل بیت مطهر پیامبر اکرم (ص)قرار دهد که اگر چنین شود ،سعادتمندی وخوشبختی را جاویدان خواهیم یافت .

  السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین...

السلام علي الحسين

            و علي عليّ بن الحسين

                        و علي اولاد الحسين

                              و علي اصحاب الحسين

 
[ جمعه بیست و هفتم آذر 1388 ] [ 0:7 ] [ علی غلامیان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

«به نام آنکه هستی نام از اویافت»
روابط عمومی ،هنر ارزشمندی است که گـــرچه اغلب به عنوان بخشی از انجام وظائف دستگاهها وسازمان ها تلقی می شود ،اما رسالتی فراتر از توجیه گری صرف ودفـــــــاع محض از سیستم اداری وسازمانی دارد ،بلکه باید درایجاد تعامل ســـازنده ومطلوب بین ادارات ،سازمان ها وارباب رجوع ایفای نقش نماید،تا بهبود نسبی در وضعیت سازمانها،سایر بخش ها وکل جامعـــــه حاصل گردد وبه همیـــن جهت روابط عمومی را«هنـــر هشتم»می خواننــد ،زیرا این عرصه ،نیرویی می خواهد که هنـــرمندانه فعالیت کند تا هم مــــایه ی زینت واعتبـــار دستگــــاه وهم حـــــامی مخاطبــــان آن باشد .
وبلاگ حاضرحاصل تجربه ای اندک درزمینه ی روابط عمــومی است ونیازمند یاری سبز همه علاقه مندان به اعتلای دانش ارتباطــــــــــات و روابط عمومی هستیم .
«مارا از نظرات سبزتان محروم نفرمایید»
موضوعات وب
امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس